نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٥٥ - مقدمۀ چاپ دوّم
آيه ميخوارگى را ادامه توانند داد كه بدلخواه خويش فعل ماضى را از زمان منسلخ ميكردند تا معنى چنين شود كه مؤمنان هر چه خورند گناه ندارند.
و هم آيۀ يك صد و نهم از سوره بقره كه گويد: وَ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ براى بعضى كسان اين وهم آورد كه از رعايت قبله معافيت هست كه هر جا رو كنند جهت خدا است.غافل از آنكه آيه مناسبت و حادثۀ خاص دارد كه شبانگاهى گروهى از مسلمانان راهسپر بودند و سمت قبله نتوانستند يافت و هر كس به پندار خويش نماز بسوئى برد و صبحگاهان حال پيش پيمبر آوردند و اين آيه،خاصّ حالت ايشان بود كه مشرق و مغرب خاص خداست و (بهنگام حيرت)هر جا رو كنيد جهت خدا همان جاست.
و هم آيۀ يك صد و هشتاد و هشتم از سورۀ آل عمران كه گويد:
لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمٰا أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِمٰا لَمْ يَفْعَلُوا فَلاٰ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفٰازَةٍ مِنَ الْعَذٰابِ كه در همان دوران اول بعضى كسان از عموم آن بحيرت بودند كه بىگفتگو همه كس از آنچه دارد شادمانست و دوست دارد بآنچه نكرده ثنايش كنند،غافل از آنكه آيه در بارۀ گروهى از يهودان است كه پيمبر در بارۀ حكم تورات نكتهاى از ايشان پرسيد و حق را نهان كردند و چيزى بخلاف واقع گفتند و به كار ناكرده،منتظر ثناى پيمبر بودند كه او را از واقع كار بىخبر مىپنداشتند.
قرآن از اين بليهها بسيار داشته و در هر دوران كسان بودهاند كه از نبودن فهم درست يا بودن غرض،گفتار خدا را از معنى آن بگردانيده با نقش پندار خويش منطبق ميكردهاند و بعضى از اين تحريفها كه در معنى قرآن شده شگفتانگيز است.از جمله بيان بن