نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ١٩٥ - مقدمۀ چاپ دوّم
١١٠-: إذا رأيتم أهل البلاء فاسألوا اللّٰه العافية.
وقتى اهل بلا را ديديد از خداوند طلب عافيت كنيد.
٢١١-: إذا رأيتم العبد ألّم اللّٰه به الفقر و المرض فإنّ اللّٰه يريد أن يصافيه.
وقتى ديديد خداوند فقر و مرض را بر بندهاى فرود آورد ميخواهد او را تصفيه كند.
١١٢-: إذا زنى العبد خرج منه الإيمان فكان على رأسه كالظلّة فإذا أقلع رجع إليه.
وقتى بندهاى زنا كند ايمان از او بيرون رود و چون سايهاى بر سرش بايستد و هنگامى كه از آن دست بردارد باز ميگردد.
١١٣-: إذا سبّك رجل بما يعلم منك فلا تسبّه بما تعلم منه فيكون أجر ذلك لك و وباله عليه.
اگر كسى ترا بدان چه از تو مى داند دشنام گويد تو بدان چه از او ميدانى ويرا دشنام مگوى تا اجر اين كار نصيب تو شود و وبال آن بدو باز گردد.
١١٤-: إذا سرّتك حسنتك و ساءتك سيّئتك فأنت مؤمن.
اگر از كار نيك خود خوشحال و از كار بد خود دلگير ميشوى مؤمن هستى.
١١٥-: إذا سمعتم بجبل زال عن مكانه فصدّقوا و إذا سمعتم برجل زال عن خلقه فلا تصدّقوا فإنّه يصبر إلى ما جبل عليه.
اگر شنيديد كوهى از جاى خود تكان خورده باور كنيد و اگر شنيديد