نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٦٠٨ - مقدمۀ چاپ دوّم
٢١٣٧-: كفى إثما أن تحبس عمّن تملك قوته.
همين گناه بس كه غذا از بنده خويش منع كنى.
٢١٣٨-: كفى بك إثما أن لا تزال مخاصما.
همين گناه ترا بس كه پيوسته در حال مخاصمه باشى.
٢١٣٩-: كفى بالمرء نصرا أن ينظر إلى عدوّه في معاصي اللّٰه.
براى فيروزى مرد همين بس كه دشمن خويش را در معاصى خدا ببيند.
٢١٤٠-: كفى بالرّجل إثما أن يكون بذيّا فاحشا بخيلا.
گناه مرد همين بس كه بدزبان و بدكار و بخيل باشد.
٢١٤١-: كفى بالمرء إثما أن يشار إليه بالأصابع إن كان خيرا فهى مزلّة إلاّ من رحم اللّٰه تعالى و إن كان شرّا فهو شرّ.
براى مرد همين گناه بس كه انگشت نما باشد اگر بخير باشد لغزش است مگر آنكه خدايش رحم كند و اگر بشر باشد كه شريست.
٢١٤٢-: كفّارة الذّنب النّدامة و لو لم تذنبوا لأتى اللّٰه بقوم يذنبون ليغفر لهم.
كفاره گناه پشيمانى است اگر شما گناه نميكرديد خدا مردمى پديد مىآورد كه گناه كنند تا بيامرزدشان.