نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٥٢ - مقدمۀ چاپ دوّم
جهان عزيزتر دارم [١]كه نزول فتح در لحظهاى دقيق بود،بسال ششم هجرت كه وى با مسلمانان سر زيارت كعبه داشت،مكّيان راه ببستند و در حديبيّه پيمانى بسته شد كه آن سال باز گردند و سال بعد بزيارت كعبه روند كه آن را عمرة القضا گفتند.بازگشت بظاهر شكستى بود و بعضى ياران عجول غافل از دقايق سياست،جنجالى كردند،اما بحق قرارداد حديبيه فتحى بزرگ بود كه مكه معاند،دولت نوزاد اسلام را شناخته بود كه راه مكه بر مسلمانان باز شده بود و هنگام بازگشت در راه كه پيغمبر بر پشت شتر بود وحى آمد و همۀ سورۀ فتح يك جا نازل شد و نويد الهى،مسلمانان غمزده را كه در حوادث فردا نتايج حديبيّه را نمىديدند شادمان كرد،خدا اجل و علا رأى پيغمبر خويش را تسجيل كرده بود.
قرآن،محبوب وى بود كه از قرائت و استماع و املا و تلقين آن سير نميشد.هميشه پيش از خواب مسبحات قرآن يعنى سورۀ حديد و حشر وصف و جمعه و تغابن را كه كمى از يك جزو قرآن كمتر است مىخواند. [٢]گاهى نيز بخواندن الم سجده و سورۀ ملك اكتفا ميكرد. [٣]بسا ميشد كه شبانگاه بقره و آل عمران را در يك ركعت ميخواند. [٤]اين دو سوره از چهار جزو قرآن كمى كمتر است و اگر بياد داشته باشيم كه وى قرائت به تقطيع ميكرد مثلا در قرائت حمد بر اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ وقف ميكرد و باز بر اَلرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ وقف ميكرد [٥]صبر و ثبات وى بر اين قرائت طولانى در نماز شب آشكارتر مىشود.شب هنگام آنقدر بخواندن سورههاى طولانى بپا
[١] بخارى.
[٢] ترمدى.
[٣] مقدمتان في علوم القرآن.
[٤] مقدمتان في علوم القرآن.
[٥] ترمدى.