نهج الفصاحة - پاینده، ابوالقاسم - الصفحة ٥٠ - مقدمۀ چاپ دوّم
«هر كه ثلث قرآن فرا گيرد ثلث پيمبرى را فرا گرفته و هر كه نصف قرآن فرا گيرد و بدان عمل كند نصف پيمبرى را فرا گرفته و هر كه همۀ قرآن را فرا گيرد همۀ پيمبرى را فرا گرفته،فقط وحى بدو نميرسد.» [١]در بارۀ مؤمن و منافق قرآن خوان و نخوان تمثيلى بديع داشت، ميفرمود:«مؤمن قرآن خوان چون ترنج است كه بويش خوش است و طعمش خوب و مؤمن قرآن نخوان چون خرما است بىبو،با طعم شيرين.و منافق قرآن خوان چون علفى است خوش بو با طعم تلخ و منافق قرآن نخوان چون حنظل است بىبو و تلخ [٢]».
به نزد وى اعتبار كسان به دانستن قرآن بود.روزى گروهى را به سفر جنگى ميفرستاد،بدانها گفت:قرآن هر چه مىدانيد بياريد،يكى كه از همۀ قوم جوانتر بود گفت:«من فلان و فلان و سورۀ بقره را از بر دارم.»فرمود:«برو كه امير اين گروه توئى. [٣]»مصعب بن عمير قرشى و معاذ بن جبل انصارى كه هر دو به روزگار جوانى با وجود اعتراض شيوخ،به مأموريتهاى بزرگ رفتند و سرپرستى مسلمانان مدينه را پيش از هجرت و حكومت مكه را پس از فتح بعهده گرفتند از اين رو بود كه در تعليم و قرائت و حفظ قرآن،گوى سبق از ديگران برده بودند.
قرآن آموختن آسان نبود كه ميبايد آموخته را بخاطر سپرد.عمر سورۀ بقره را به دوازده سال آموخت و چون بپايان برد،شترى بكشت [٤]و پسر وى عبد الله همين سوره را به هشت سال آموخت [٥]افاضل اصحاب هر يك سورهاى بيشتر نياموخته بودند [٦]كسانى كه
[١] الجامع لأحكام القرآن.
[٢] بخارى.
[٣] ترمدى.
[٤] الجامع لأحكام القرآن.
[٥] الموطأ.
[٦] ترمدى.