تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
كمك كن تا طريق تو را بپيمايم . با سكون و آرامش خيال و ضمير بر خشم و غضب غالب شوم . با كف نفس از شهوات بپرهيزم . از آشوب و غوغاى دنيا كناره گيرى كنم ، اما از خدمات دولتى ، از نگرانىهاى خانوادگى نگذرم و روابط دوستى را نبرم و از امور مالى و اقتصادى خود جدا نشوم . » [١] « علوم بشرى همه چيز را براى درك آن تجزيه مى كند ، همه چيز را براى مطالعهء آن متلاشى و نابود مى سازد . اما در دانش مقدس انجمن ما همه چيز به صورت واحدى تركيب يافته است ، همه چيز در مجموعهء خود و به صورت زنده شناخته مى شود . » [٢] « اصولا معنى عدالت چيست ؟ شاه زاده خانم ماريا هرگز در بارهء كلمهء پر طنطنهء عدالت نمى انديشيد ، بلكه تمام قوانين بغرنج بشريت در نظرش مستقيماً يك قانون ساده و روشن عشق و فدا كارى بود . قانون عشق و فدا كارى را آن كس كه با مقام الوهيت در راه عشق بشريت رنج و شكنجه كشيده موعظه كرده بود . پس او را با عدالت و بىدادگرى مردم ديگر چه كار بود ؟ او وظيفهء خود مى دانست كه رنج بكشد و دوست داشته باشد و اين كار را انجام مى داد . » [٣] شاه زاده خانم ماريا در اين نامه چنين نوشته بود :
دوست محبوب و مهربانم ژولى ، ظاهرا غم و اندوه قسمت همگانى است . فقدان برادر شما به اندازه اى وحشت انگيز است كه من فقط مى توانم آن را به عنوان لطف و عنايت مخصوص پروردگار كه شما را دوست دارد و ارادهء آزمايش شما و ما در پاك طينت شما را نموده است تعبير كنم . آخ ، دوست من مذهب و فقط مذهب مى تواند ما را از نوميدى رهايى بخشد ، زيرا - جرات نمى كنم در اين جا كلمه ( تسلى
[١] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٥٤٤ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٥٤٦ - ٥٤٥ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٢ ، ص ٥٩٨ . .