تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٥ - به كار بردن علت اولى در بارهء خدا غلط است
از آنها بر مى آيد . اگر زبان شناس بخواهد به نتيجه اى برسد ، بايد اين را چون اصلى بپذيرد كه سند مورد مطالعه معنايى در بر دارد . » [١] آيا مى توان در تمام جهان طبيعت يك واحد را پيدا كرد كه بدون ارتباط با ساير عوامل تغيير دهندهء طبيعت و با كمال انفراد از همه چيز علت باشد و از شكم خود يك واحد را بدون ارتباط با ساير عوامل تغيير دهندهء طبيعت به عنوان معلول صادر كند ؟ چنين تصورى مستلزم از هم گسيختن دستگاه مربوط طبيعت است كه به هيچ وجه امكان ندارد بلكه آيا مى توان فرض كرد كه مجموعه اى از واحدها بدون ارتباط با ساير عوامل طبيعت و با كمال انفراد به عنوان علت ، مجموعه اى از واحدها را بدون ارتباط با ساير عوامل طبيعت و . . . به عنوان معلول صادر كند ، آن معلول هم به نوبت خود همين كار را انجام بدهد ؟ درست است كه نداشتن پاسخ صحيح به اين مسئله ممكن است نظريهء دويد هيوم را به كرسى بنشاند ، يعنى به اعتقاد به نفى علت و معلول منتهى شود و حوادث و حقايق جهان به شكل حلقه هاى زنجيرى در آيد كه به تعاقب يكديگر صورت مى گيرند مانند فصول بهار و تابستان و پائيز و زمستان ، ولى اگر اين استنتاج تصادف را تجويز نكند ، ما دليل براى رد مطلب دويد هيوم كه رابطهء ضرورى عليت را با توصيف كلاسيكى آن منتفى مى داند ، نداريم .
مسئله سوم - آيا مسئلهء سنخيت ميان علت و معلول درهمهء قلمرو هستى حكمفرما است ؟ اگر چنين است پس چرا فعاليتهاى روانى مخصوصاً هر چه كه رشد شخصيت بالاتر برود ، مسئلهء سنخيت از اعتبار ساقط مى شود . شخص كه اقدام به خود كشى مى كند اراده مى كند و تصميم مى گيرد كه وجود خود را منفى بسازد ، هدف معدوم شدن وجود است ، ولى وسيلهء رسيدن به اين هدف اراده و تصميم و ساير فعاليتهاى روانى
[١] تصوير جهان در فيزيك جديد ، ماكس پلانك ، ترجمه آقاى صابر ، ص ١١٨ . .