تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - به كار بردن علت اولى در بارهء خدا غلط است
مسئله اول - خدا علت نيست در استعمالات عمومى علت به معناى صادر كننده است و معلول به معناى صادر شده ، يا علت به معناى ايجاد كننده ، معلول به معناى ايجاد شده . البته جاى ترديد نيست كه ما در جهان هستى با اين جريان روبه رو هستيم ، يعنى بعضى چيزها ايجاد مى كنند و بعضى ديگر ايجاد مى شوند اين يك نظر سطحى در جريان حقايق و نمودهاى قلمرو هستى است و مسئلهء علت و معلول خيلى دقيقتر از آن است كه مادر استعمالات عمومى و با شعور ابتدايى آن را تفسير مى كنيم و سپس نتايجى مى گيريم و روى آن نتايج شالودهء جهان بينى و خدا پرستى را بنا گذارى مى كنيم . احكامى را از قبيل اصول ذيل براى علت و معلول تثبيت كردهاند :
١ - معلول و علت بايستى هم سنخ يكديگر بوده باشند و الا لازم مى آيد هر چيزى از هر چيزى صادر شود ٢ - معلول و علت با يكديگر هم زماناند و اگر تقدمى براى علت لازم است اين تقدم زمانى نيست ، بلكه تقدم در رتبه است ، زيرا - عقل حكم مى كند كه پيش از تمام شدن تمام اجزاء علت به وجود آمدن معلول امكان ناپذير است .
٣ - بايستى حقيقت ثابتى وجود داشته باشد كه جلوهء اولىاش علت و جلوهء ثانويش معلول بوده باشد .
٤ - به اضافهء تطابق علت و معلول در كيفيت كه مشمول اصل سنخيت است بايستى در كميت هم تطابق داشته باشند .
در رو بناى طبيعت آن چنان كه براى ما مطرح است و به آن نحو كه ما در زندگانى معمولى سر و كار داريم ، شرايط و احكام فوق از بعضى از ديدگاه ها قابل قبول است ، ولى اين گونه مشاهدات معمولى براى يك شخص جهان بين چه ارزشى مى تواند داشته باشد به جز اين كه از معلومات عادى مردم زمان خويش اطلاعى به دست آورده است .
مسئلهء دوم - محال بودن تصادف .
اگر ما در بارهء جريان حوادث و نمودها دقت بيشترى كنيم ، آن چه كه به طور