تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
طرف توجه ايشان است پيش مى كشند و آن را مجزا از ما بقى وقايع مورد مطالعه قرار مى دهند و حال آن كه اصولا هيچ حادثه اى بدون ارتباط با حادثهء قبلى به وقوع نمى پيوندد و به اصطلاح خلق نمى شود و بنا بر اين حوادث آغازى ندارند و نمى توانند داشته باشند بلكه هميشه يك حادثه از حادثهء قبلى نتيجه مى شود . شيوهء دوم تاريخ نويسى اين مورخين عبارت از اين است كه اعمال يك نفر ، امپراطور يا سردار جنگى را به عنوان مجموع اراده هاى مردم مورد مطالعه قرار مى دهند و حال آن كه هرگز مجموع اراده هاى انسانى را نمى توان در اعمال يك فرد مهم تاريخى جستجو كرد . » [١] » علم تاريخ در ضمن پيش رفت و تكامل خود پيوسته اجزاء كوچكتر و باز كوچكترى را براى تحقيق و مطالعه در نظر مى گيرد و بدين طريق مى كوشد تا به حقيقت نزديك شود . اما آن اجزايى كه تاريخ مورد مطالعه قرار مى دهد ، هر چه كوچك باشد باز متوجه مى شويم كه قبول اين جزء مجزا از اجزاى ديگر در حقيقت همان اعتراف به آغاز داشتن پديده ها و بالاخره در حكم قبول اين مسئله است كه اعمال يك فرد مهم تاريخى بيان كنندهء ارادهء تمام مردم است و در نتيجه به خودى خود غلط و نادرست خواهد بود . » [٢] » هر نتيجه گيرى علم تاريخ بدون كمترين كوشش نقادان مانند غبارى بدون باقى گذاشتن هيچ اثر از هم مى پاشد ، زيرا - نقادان جزء بزرگتر يا كوچكترى را از مجموع حوادث پيوستهء تاريخى به عنوان موضوع مورد مطالعه و تحليل انتخاب مى كنند و البته چون نقادان مشاهده مى كنند كه هر واحد تاريخ بدل خواه و ارادهء مورخين انتخاب مى شود در اين عمل كاملًا محقق هستند . » [٣] » فقط در صورتى كه واحدهاى بىنهايت كوچك ( به اصطلاح رياضى ديفرانسيل
[١] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٢٨٤ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٢٨٤ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٢٨٤ . .