تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٨٥ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
مى شد ، كارها را آشفته و در هم نمى ساخت ، با نفس خود در تضاد و كشمكش نبود ، نمى ترسيد و از صحنهء پيكار نمى گريخت ، بلكه با مهارت و تجارب عظيم جنگى خود آرام و شايسته نقش خود را به عنوان رهبر ظاهرى جنگ ايفا مى نمود . » [١] » انديشه و ذهن بشر قادر به فهم و تصور اتصال و پيوستگى مطلق حركت نيست قوانين هر حركت فقط آن گاه براى بشر قابل درك است كه بعضى از اجزاى آن حركت را كه بدان توجه دارد انتخاب مى كند و مورد آزمايش و مطالعه قرار مى دهد ، اما بايد متوجه بود كه قسمت اعظم اشتباهات بشرى از همين جا سرچشمه مى گيرد كه به ميل و ارادهء خود اجزاى حركتى كه مطلقاً با يكديگر متصل و پيوسته است به اجزاى غير متصل و ناپيوسته تقسيم و تجزيه مى كند . » [٢] » اين مبحث جديد رياضى كه پيشنيان از آن آگاه نبودند هنگام مطالعهء مسائل حركت با قبول واحدهاى بىنهايت كوچك ، يعنى واحدهايى كه شرط اصلى حركت را پيوستگى مطلق قرار مى دهد ، آن خطاى اجتناب ناپذير را كه انديشه و ذهن بشرى با مطالعهء واحدهاى مجزاى حركت به جاى حركت مطلق نمى تواند مرتكب آن نگردد اصلاح مى نمايد » .
« حركت بشريت كه مولود مقادير بىشمارى از اراده هاى انسانى است نيز پيوسته و دايمى مى باشد .
هدف و منظور تاريخ كشف قوانين اين حركت است . اما انديشه و ذهن بشر براى درك قوانين مجموع اراده هاى انسانى اجزاء ارادى و ناپيوسته اى را از اين مجموعه جدا ساخته مورد مطالعه و تحقيق قرار مى دهد . » [٣] » نخستين شيوهء تاريخ نويسان اين است كه يك سلسله از حوادث پيوسته را كه
[١] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٢٣٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٢٨٣ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٣ ، ص ٢٨٤ - ٢٨٣ . .