تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٢ - چند شخصيتى ، درد بىدرمان قرن معاصر ما
مى خوريم يا عهد مى بنديم كه پس از اين فلان معصيت و زشتى را مرتكب نشويم ، با اين حال از آن سوگند و عهد تخلف مى كنيم .
اما اثبات و پايدارى عهد خداوندى ، بدان جهت است كه جهل و احتياجى براى ذات ربوبى راهيابى ندارد . اگر خداوند عهد كرده است كه مثلًا نتيجهء كوششهاى مردم را به آنان ادا كند ، هيچ گونه مانعى از عمل به آن عهد براى او قابل تصور نيست چنان كه گفتيم تمام موضوع عهد و نتايج آن تحت سلطهء مطلقهء او مى باشد و همچنين عهد اولى كه خداوند در بارهء بندگانش به وسيلهء عقل و وجدان ثبت فرموده است ، پايدار بوده و مادامى كه خود انسانها فعاليت عقل و وجدان را خنثى نكنند ، مى توانند از عهد خدايى بهره بردارى نمايند .
((٢٤٩٧)) حق آن قوت كه بر تلوين ما رحمتى كن اى امير لونها
چند شخصيتى ، درد بىدرمان قرن معاصر ما درست است كه ما آغاز انعقاد نطفهء شخصيت را در درون انسانى به طور دقيق نمى توانيم تعيين كنيم .
اما مسلم و بديهى است كه انسان آن مادهء مايع نيست كه شكلش تابع هر ظرفى باشد كه در آن قرار مى گيرد و حركات و سكناتش تابع عوامل خارج از خود بوده باشد ، آن جسم جامد هم نيست كه داراى مقاومت محدود و قابل تغيير بوده و هر گونه عامل بتواند باندازهء نيرويش تأثيرى در آن وارد بسازد .
در درون انسان از آغاز رشد بدنى حقيقتى بنام ( خود ) ايجاد مى شود كه در مراحل اوليه بسيار ضعيف و تدريجاً رو به قدرت و مقاومت و فعاليت بيشترى مى رود . تا جايى كه ممكن است خود را در مقابل جهان و همهء انسانهاى ديگر موجود