تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥١ - عهد شكنى ما و ثبات عهد خداوندى
پيدا مى كند عمق و نفوذ عهد مزبور روشنتر مى گردد .
پيامبران عظام با اثبات رابطه مستقيم با خداوند دستوراتى را براى مردم ابلاغ مى كنند ، آنان با پذيرفتن وجود رابطهء مزبور مانند اين است كه به طور مستقيم عهد الهى را در بارهء خود مى پذيرند .
آياتى در قرآن مجيد عهد الهى را به معناى فوق بيان مى كند از آن جمله :
« . . . وَعَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ ٢ : ١٢٥ . . . » [١] ( ما به ابراهيم و اسماعيل عهد كرديم كه خانهء مرا براى طواف كنندگان تطهير نمايند ) .
« وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً . » ٢٠ : ١١٥ [٢] ( ما پيش از اين به آدم عهد كرديم ، او فراموش كرد و در او عزمى [ تصميم قطعى با عمل به تصميم ] نيافتيم ) .
« أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا اَلشَّيْطانَ إِنَّه لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَأَنِ اُعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ . » ٣٦ : ٦٠ - ٦١ [٣] ( اى فرزندان آدم مگر من با شما عهد نكردم كه شيطان را نپرستيد [ او را اطاعت نكنيد ] او براى شما دشمن آشكارى است ؟ و به من عبادت كنيد اين است راه راست ) .
جلال الدين مى گويد : ما صدها بار هزاران بار عهد او را مى شكنيم . نقض و شكستن عهد خداوندى به جهت دو نوع بودن عهد دو قسمت مى شود :
قسمت اول - نقض عهد اول : اين شكستن همان عهد است كه در نهاد انسانها درك شده است و ما در بالا به طور اختصار توضيح داديم .
قسمت دوم - نقض عهدهاى ثانوى است . اين قسمت در مواردى است كه سوگند
[١] سوره البقرة ، آيه ١٢٥ . .
[٢] سوره طه ، آيه ١١٥ . .
[٣] سوره يس ، آيه ٦٠ و ٦١ . .