تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٥٤ - چند شخصيتى ، درد بىدرمان قرن معاصر ما
١ - عامل خود طبيعى .
٢ - عامل انسانى فوق .
در امتداد تفسير و نقد و تحليل مثنوى بارها با ( خود طبيعى ) و شئون آن سر و كار داشتهايم ، لذا در اين مبحث بررسى مشروحى در بارهء آن نخواهيم داشت . در اين مبحث اين نكته مورد احتياج ما است كه بدانيم هر اندازه كه ( خود طبيعى ) نيرومندتر و ميدان فعاليتش در درون انسانى وسيعتر باشد شخصيت مطلوب كه بايستى در اجتماعى از انسانها در قلمرو هستى مربوط به يك مبدا و هدف اعلا باشد ، مختل خواهد گشت .
عامل ( خود طبيعى ) چون ايده آلى براى خود نپذيرفته است ، لذا همهء پديده هاى جالب دنيا مى تواند او را از خويشتن بگيرد و در تحت تأثير هر يك از پديده هاى جالب شخصيت مخصوصى براى او بسازد . اين است يكى از دو عامل چند شخصيتى .
اما عامل دوم كه عبارت است از عامل انسان فوق ، انسانهاى فوق به وسيلهء قوائى كه در اختيار دارند مى توانند مقتضى شخصيت اغلب انسانها را مطابق خواسته هاى خود بسازند تا آن جا كه به قول بعضى از متفكرين غربى = ٢ × ٢ ها را ٥ نموده و نتيجه دادن = ٢ × ٢ عدد ٤ را مربوط به اجازه خودشان نمايند . دو عامل مزبور با وسايل و اشكال گوناگون يكديگر را تكميل و در نابود ساختن حس تثبيت شخصيت در قرن ما تاثير به سزايى داشتهاند .