تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٦٢ - تفسير ابيات
امروز نسيم فصل شكوفان و عطر آگين بهارى برد امان تو اى دايهء مهربان وزيدن گرفته است ، كوهساران و دشت و دمنها و چمنزارها پس از ميليونها بار ديگر جامه هاى رنگارنگ به تن مى پوشند ، پرندگان ظريف و زيبا بال پر زنان فضاى عطر آگين بهارى را در هم مى نوردند . شباهنگام ماه سيمين گردى از ذرات نقره هاى خام بر روى اين فضاى معطر و دشت و دمن و كوهساران مى پاشد .
اما اين همه زر و زيور و نشاط و شادى را كه بهاران تحفه مى آورد ، نصيب كيست ؟ آيا فرزندان رشد يافتهء طبيعت و آنان كه اطلاع از آيندهء مجهول بشريت دارند و آنان كه صبح و شام انديشهء حق كشى و كشتارها و نابود شدن ارواح آدميان را در شهوات حيوانى و بىخيالى و لذت جويى و لو با سقوط جوامع انسانى از شخصيت را از سر دور نمى كنند ، مى توانند در اين فصل بهار با طراوت لذتى ببرند و هم آواز با مرغان چمن گشته سرود شادى بخوانند ؟ نه ، هرگز بيا اى طبيعت آرام و پر غوغا ، درسى كه در هنگام سقوط و تيره بختى انسانها به فرزندانت تعليم خواهى كرد از هم اكنون شروع كن ، بيا پيش از آن كه تمام كرهء خاكى را بگردى و يك انسان پيدا نكنى به فرياد انسانيت برس .
تفسير ابيات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن بيمار را عيادت نموده نوازشش فرمود ، آن بيمار چون پيامبر را در بالينش ديد گويى جان تازه در او دميده شد .
بيمار با خويشتن چنين گفت : اين بيمارى بود كه مرا چنين خوشبخت ساخت كه سرور سروران به ديدارم آمد و از قدوم مباركش بهبودى و عافيت نصيبم گشت .
اى خجسته اين رنج و بيمارى و تب ، مبارك باد اين درد و شب بيدارى كه سرورم را به بالينم آورد .
لطف و كرم خداوندى بود كه در اين دوران پيرى براى من درد و بيمارى نصيب كرد . پشتم درد گرفت تا نيمهء شب شتابان از خواب برخيزم و مانند گاوميش