تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٠ - تفسير ابيات
هيزم را از عود عطر افشان تشخيص نمى دهيم . بايد بدانيم كه گنجهاى گران قيمت در اين ويرانه نماهاى اشخاص و حوادث وجود دارد . هر كسى را كه احتمال مى دهى از اولياء الله باشد جستجويش كن ، نشانه اى كه احساس كرده اى تعقيبش كن و به دنبالش روانه شو در اين كار جديت كن .
از آن جهت كه از چشم نافذ و باطن بين محرومى ، عقل حكم مى كند كه براى پيدا كردن واقع مرد در ميان محتملات همهء آنها را تعقيب كنيم ، باشد كه در يكى از آنها با واقع روبه رو شويم .
فايدهء دوم - اگر آن بيمار از اولياء الله نباشد حد اقل همراه گذرگاه زندگى تست ، اگر هم روح بزرگ الهى نباشد ، حد اقل سوارى از سواران قافلهء حيات خواهد بود ، پيوستگى و هم دردى ياران اين راه اسرار آميز را غنيميت بشماريم ، خواه جزء پيادگان باشند و خواه از دسته سواران .
فايدهء سوم - فرض مى كنيم كه بيمار دشمن است ، آيا بهتر از اين احسان سراغ دارى كه در موقع ابتلاى دشمن به گرداب خطرناك زندگى به سراغش روى و دست او را بگيرى ؟ چه بسا دشمنان كينه توز كه با احسان و نيكو كارى به دوستان با وفا و خلوص تبديل شدهاند ، اگر هم به دوستى مبدل نشوند حد اقل كينهء آنان تقليل مى يابد ، زيرا ، اگر كينه جراحت دردناكى است ، احسان و اظهار هم دردى هم مرهم شايسته است .
فوايد فراوانى در عيادت بيمار وجود دارد كه نمى خواهم به تفضيل آنها را باز گو كنم ، اما خلاصهء همهء آن فوايد را در يك جملهء مختصر مى توانم بيان كنم ، آن جمله اين است كه تا بتوانى جزئى از انسانها باش ، حتى اگر بتوانى از سنگ جامد براى خود يار و ياورى بتراش ، زيرا ، هر چه كه كاروان پر جمعيتتر و انبوه تر باشد مقاومت آن در مقابل راه زنان بيشتر و خوف و هراسش از راه زنان كمتر خواهد گشت .