تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٩ - به كار بردن علت اولى در بارهء خدا غلط است
ذاته جهانى است كه زندگى عاطفى و ارادى و فكرى ما را فرا مى گيرد كشور ( من ) سرچشمهء عميقترين رنجها و در عين حال منبع عالىترين شادىهاى ما است . بر اين كشور نيروى سر نوشت تأثير ندارد . ما هنگامى مى توانيم از نظارت بر خود و حس مسئوليت صرف نظر كنيم كه از خود زندگى چشم پوشيده باشيم . » [١] ملاحظه مى شود كه ماكس پلانك پديدهء شخصيت يا ( من ) را با كمال آرامى از حوزهء عليت بر كنار مى كند . . . سپس بر كنار شدن ( من ) را از قانون عليت در مورد علم حضورى ( خود آگاهى ) و ( كونسيانس ) آشكارتر از همه جا مى بيند و مى گويد :
« . . . و هر اندازه به حوادث آزمايشهاى شخصى خويش نزديكتر باشيم ، مطالعه در وجود خود ما در روشنى اين حوادث مشكلتر مى گردد ، چه ، در اين صورت فعاليتهاى شخصى كه مطالعه مى كند ، خود جزئى از موضوع پژوهش مى شود و تا چنين است : برقرار كردن ارتباط عليتى عملًا امكان ناپذير مى ماند . » [٢] ممكن است گفته شود : عدم درك عليت در اين مورد نتيجهء كوتاه فهمى و نارسايى معلوماتى است كه تا كنون نصيب ما گشته است ، ما به چه دليل از اكتشاف عليت در آينده ، در بارهء علم حضورى ( خود هشيارى ) مأيوس باشيم ؟ پاسخ نصف اين اعتراض را ماكس پلانك به قرار ذيل مى دهد :
« در اين جا ممكن است خواننده اى به اين فكر بيفتد كه آزادى انسان در مقابل اصل عليت امرى مى شود كه تنها نتيجهء فقر نيروى ادارك و فهم ما است ، و به نظر من چنين نظرى مبتنى بر اشتباه است .
براى اين كه خطاى اين طرز تفكر واضحتر شود ، بايد بگويم : مانند اشتباه كسى است كه خيال كند عدم توانايى شخصى براى سبقت گرفتن بر سايهء
[١] همان مأخذ ، ص ٢٢٥ و ٢٢٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٢٨ . .