شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٦ - گفتن آن جهود على را كرم الله وجهه كه اگر اعتماد دارى بر حافظى حق از سر اين كوشك خود را در انداز و جواب گفتن امير المؤمنين او را
گفتن آن جهود على را كرّم اللَّه وجهه كه اگر اعتماد دارى بر حافظى حق از سر اين كوشك خود را در انداز و جواب گفتن امير المؤمنين او را
|
مرتضى را گفت روزى يك عنود |
كو ز تعظيم خدا آگه نبود |
|
|
بر سر بامى و قصرى بس بلند |
حفظ حق را واقفى اى هوشمند |
|
|
گفت آرى او حفيظ است و غنى |
هستى ما را ز طفلى و منى |
|
|
گفت خود را اندر افكن هين ز بام |
اعتمادى كن به حفظ حق تمام |
|
|
تا يقين گردد مرا ايقان تو |
و اعتقاد خوب با برهان تو |
|
|
پس اميرش گفت خامش كن برو |
تا نگردد جانت زين جرأت گرو |
|
|
كى رسد مر بنده را كه با خدا |
آزمايش پيش آرد ز ابتلا |
|
|
بنده را كى زهره باشد كز فضول |
امتحان حق كند اى گيج گول |
|
|
آن خدا را مىرسد كو امتحان |
پيش آرد هر دمى با بندگان |
|
|
تا به ما ما را نمايد آشكار |
كه چه داريم از عقيده در سرار |
|
|
هيچ آدم گفت حق را كه تو را |
امتحان كردم در اين جرم و خطا |
|
|
تا ببينم غايت حلمت شها |
اه كه را باشد مجال اين كه را |
|
ب ٣٦٣- ٣٥٢ مرحوم فروزانفر مأخذ اين داستان را از حلية الأولياء و تلبيس ابليس آورده است و در آن دو مأخذ گفت و گو ميان عيسى (ع) و ابليس است. امّا ظاهراً مأخذ اصلى انجيل متى است كه: ابليس او را به شهر مقدس برد و بر بال هيكل بداشت و گفت اگر پسر خدايى خود را فرو انداز چون نوشته شده است كه خداوند به فرشتگان سفارش تو را مىكند و آنان تو را بر دست خود بر مىدارند تا پاى تو به سنگى نرسد. عيسى گفت همچنين مكتوب است كه پروردگار خود را آزمايش مكن. (انجيل متى، فصل ٤، آيه ٦) مرحوم گلپينارلى ذيل اين بيت علاوه بر آن چه از مأخذ اصلى نوشتيم آيههاى ديگر