شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٨٣ - كژ وزيدن باد بر سليمان
آن عدو: اشارت است به نفس خبيث فرعون كه «اعدَى عَدُوِّكَ نفسُك.» گردن گسل: برنده گردن. كشنده آنان.
مُذِلّ: خوار كننده.
غُرم: وام، تاوان.
مُهرِ حق بر چشم: گرفته از قرآن كريم است: وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ. (بقره، ٧) حكم غيب بايزيد: خبر دادن او از ابو الحسن خرقانى كه در بيت ١٨٠١ اين دفتر آغاز شد.
بعض شارحان چون انقروى و يوسف بن احمد مولوى چهار بيت نخست را از زبان تاج مىدانند. ولى چنين نيست. اين سخن از مولاناست و از «پردههاى غيب» مقصود نكته اى است كه در بيت ١٨٩٨ اشارت كرد و در بيتهاى بعد هم توضيح بيشتر در باره آن خواهد داد. اين جهان دار مكافات است و به گفته مشهور «به همان دست كه دادى مىگيرى.» و اگر بدى برايت پيش آمد بدان كه به كسى بد كرده اى. غلام كاستى خدمت داشت و بىاعتنايى شاه را به خود، به حساب مطبخى و نامه بر مىگذاشت: فرعون با همه خردى كه داشت كودكان را مىكشت و موسى (ع) در خانه او رشد مىنمود.
|
اندرون خانهاش موسى معاف |
وز برون مىكشت طفلان را گزاف |
|
٧٦٨/ ٢ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٧٦٨/ ٢) سپس اشارت مىكند كه اگر قلم شقاوت بر كسى رفت و قضاى حق بر او نازل شد، او را كور و كر خواهد كرد. گوينده بيتها چنان كه نوشته شد مولاناست و مخاطب او منكراناند.