شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٧٢ - بقيه قصه بناى مسجد اقصى
بقيّه قصّه بناى مسجد اقصى
|
چون سليمان كرد آغاز بنا |
پاك چون كعبه، همايون چون منى |
|
|
در بنااش ديده مىشد كرّ و فر |
نى فسرده چون بناهاى دگر |
|
|
در بنا هر سنگ كز كه مىسكست |
فاش سِيروا بِى همىگفت از نخست |
|
|
همچو از آب و گل آدمكده |
نور ز آهك پارهها تابان شده |
|
|
سنگ بىحمّال آينده شده |
و آن در و ديوارها زنده شده |
|
ب ٤٧٠- ٤٦٦ مسجد اقصى: «سليمان بن داود بناى آن فرمود. عفاريت جن را در اطراف عالم در برّ و بحر منتشر كرد تا زر و سيم فراوان و انواع جواهر و يواقيت رنگارنگ از معادن و اماكن خويش جمع كردند و آن گه ديوارهاى مسجد از رخام سپيد و زرد و سبز بساختند و ستونهاى آن از بلور و سقفهاى آن الواح جواهر ...» (كشف الاسرار، ج ٥، ص ٤٨٠) پاك چون كعبه: اشارت است بدان چه در قرآن كريم آمده است: أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْعاكِفِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ. (بقره، ١٢٥) كرّ و فرّ: شكوه و جلال.
فسرده: بىروح، بىشكوه.
سيروا بي: مرا ببريد.
آدمكده: شارحان در تفسير آن گونه گون نوشتهاند. فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى آن را كنايت از «دنيا» گرفته است ولى ظاهراً مقصود «كالبد آدم» است. (براى توضيح بيشتر در اين باره نگاه كنيد به: مرصاد العباد، ص ٧٩- ٨٠)
|
در سه گز قالب كه داداش وانمود |
هر چه در الواح و در ارواح بود |
|
٢٦٤٨/ ١