شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٤٤ - مثال ديگر هم در اين معنى
أخُ المَوت: اشارت به حديثى است كه در ذيل بيت ٤٠٠/ ١ آمده است و نگاه كنيد به:
بحار الانوار، ج ٧٣، ص ١٥٢، ج ٧٩، ص ١٨٩.
زين برادر: چنان كه در حديث آمده است، خواب برادر مرگ خوانده شده است. آدمى در خواب عالمهايى را مىبيند كه در بيدارى ديدن آن براى وى ممكن نيست، از اينجا مىتوان قياس كرد كه آدمى پس از آن كه مرد و نيروهاى جسمى او از كار افتاد، چگونه مىبيند و چسان آگاه است.
آن فرع اين: آن چه در خواب مىبينى انعكاس چيزهاست كه در بيدارى ديده اى. (اگر كسى به تو چنين گويد آن را مپذير چرا كه تو در خواب چيزهايى مىبينى كه در بيدارى نديده اى.) شهانِ با دَها: كنايت از تعبير كنندگان زيرك.
پيل و هندوستان: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٢٢١/ ٢. و «پيل» در اين بيت استعارت از خواص و اولياست.
سِتان: به پشت خفته.
اغتراب: غربت گزيده، به غربت افتادن.
اذكُرُوا اللَّه: خدا را به ياد آريد.
ارجعى: باز گرد اشارت است به آيه: يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ. (فجر، ٢٧- ٢٨)
|
اسب جانها را كند عارى ز زين |
سرّ النَّومُ اخُ المَوت است اين |
|
|
ليك بهر آن كه روز آيند باز |
بر نهد بر پايشان بند دراز |
|
|
تا كه روزش وا كشد ز آن مرغزار |
وز چراگاه آردش در زير بار |
|
٤٠٢- ٤٠٠/ ١ در بيتهاى پيش گفت روغن در دوغ نهان است، يا عقل نورانى در تاريكىهاى جسمانى سر گردان. در اين بيتها چنان كه شيوه اوست، اين معنى دقيق را با مثالهاى حسّى روشن مىسازد. «شير علم» با وزش باد اين سو و آن سو مىرود و اگر باد نوزد شير خواهد ايستاد. نيز از جنبش پرده علم توان دانست كه باد از كدام سو مىوزد، از شمال فرح انگيز يا از جنوب وبا آميز. جنبشهاى فكرى انسان نيز چنين است و گرداننده آن