شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢١٦ - تفسير يا أيها المزمل
تفسير يَا أيُّهَا المُزَّمِّل
|
خواند مُزَّمِّل نبى را زين سبب |
كه برون آ از گليم اى بُو الهَرَب |
|
|
سر مكش اندر گليم و رو مپوش |
كه جهان جسمى است سر گردان تو هوش |
|
|
هين مشو پنهان ز ننگ مُدَّعى |
كه تو دارى شمعِ وحى شَعشَعى |
|
|
هين قُمِ اللَّيلَ كه شمعى اى هُمام |
شمع اندر شب بود اندر قيام |
|
|
بىفروغت روز روشن هم شب است |
بىپناهت شير اسير ارنب است |
|
|
باش كشتيبان در اين بحر صفا |
كه تو نوح ثانيى اى مصطفى |
|
|
ره شناسى مىببايد با لُباب |
هر رهى را خاصه اندر راهِ آب |
|
|
خيز بنگر كاروان ره زده |
هر طرف غولى است كشتيبان شده |
|
|
خضر وقتى غَوثِ هر كشتى توى |
همچو روح اللَّه مكن تنها رَوى |
|
|
پيش اين جمعى چو شمع آسمان |
انقطاع و خلوت آرى را بِمان |
|
|
وقت خلوت نيست اندر جمع آى |
اى هُدى چون كوه قاف و تو هماى |
|
|
بدر بر صدر فلك شد شب روان |
سير را نگذارد از بانگ سگان |
|
|
طاعنان همچون سگان بر بدرِ تو |
بانگ مىدارند سوى صدر تو |
|
|
اين سگان كرَّند ز أمرِ أنصِتُوا |
از سَفَه وَعوَع كنان بر بدر تو |
|
|
هين بمگذار اى شفا رنجور را |
تو ز خشم كر عصاى كور را |
|
١٤٦٦- ١٤٥٢ يَا أيُّهَا المُزَّمِّل: اى گليم به خود پيچيده. آيه نخستين سوره المُزَّمِّل است.
مفسران در معنى «مزّمل» گونه گون سخن گفتهاند: پيچيده به عباى نبوت، و متحمل گرانى آن. گليم پيچيده، در خواب شده. ردا بر سر كشيده.
ابن عباس گفته است: «چون از حِرا باز گشت فرمود زمّلونى و او را قطيفه اى پوشاندند.» (كشف الاسرار)