شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٥٧ - بقيه نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجرى
نور سرشت: روشنى ايمان. هدايت فطرى كه خدا در آدمى نهاده است. خسان: كنايت از دعويداران دروغى.
زو: زود.
كون و فساد: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٧٣٧/ ٢.
بر زبان الحمد ...: كنايت از سپاس خدا گفتن. (به زبان به ياد خدا و به دل در پى دنيا بودن كار منافقان است.) گفته خدا: «إنَّ اللَّهَ لَا يَنظُرُ إلَى صُوَرِكُم وَ لَا الى أعمالِكُم بَل يَنظُرُ إلَى قُلُوبِكُم وَ نِيَّاتِكُم.» (شرح انقروى) «إنَّ اللَّه لَا يَنظُرُ إلَى صُوَرِكُم وَ أعمالِكُم وَ إنَّما يَنظُرُ الَى قُلُوبِكُم.» (بحار الانوار، ج ٦٧، ص ٢٤٨، از جامع الاخبار) در مسند احمد به جاى «اعمالكم»، «أموالكم» ضبط شده است. (مسند، ج ٢، ص ٢٨٥) در بيتهاى پيش ديديم غلام چون از مطبخى شنيد كه شاه درخواست او را نپذيرفته است در گوشه اى رفت و نامه ديگرى نوشت. به ظاهر ستايش و درون آن نماينده نكوهش. در اين بيتها ياد آور مىشود: با درون نورانى بايد روى به خدا آورد، و دل را با زبان يكى كرد. اما دل بستگى به دنيا نور درون را مىكاهد. در چنان حال دعا كردن يا به فرمودهى مولانا به زبان «الحمد» گفتن سودى ندارد چه خدا به دل مىنگرد نه به زبان. و به مناسبت دوگانه بودن زبان با درون، داستان بعد را مىآورد.