شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢١ - حكايت آن واعظ كه هر آغاز تذكير، دعاى ظالمان و سخت دلان و بىاعتقادان كردى
و گرنه او را بيمار سازد.» (بحار الانوار، ج ٥، ص ٣١٥، از امالى صدوق) عيار: عيّار.
اقتلوني: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٣٩٣٤/ ١.
عوان: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٨٠٦/ ١ و ٥٧/ ٤، و از عوان در اين بيت مقصود مردى است كه در پى عاشق بود و عاشق از او مىگريخت. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٤٨٠٣/ ٣) (او در پى عاشق بود عاشق از او گريخت به باغ رفت و به معشوق رسيد و عوان از مزد دستگيرى وى محروم ماند. او در حق عاشق سود بود و خود مردود.) رحم ايمانى: رحمى كه از ايمان خيزد. (عوان از رحم و شفقت محروم است و پيوسته رنج مردم را خواهد) رحمت بر ديگران از صفتهاى مؤمنان است چنان كه كينهورى از خصيصههاى شيطان كه سوگند خورد «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ.» تحمل رياضت شرط رسيدن به كمال است. و لازمه تحمل رياضت شكيبايى است، بنده بايد بلا را با روى باز بپذيرد. گاه بلايى يا بيماريى به آدمى مىرسد و او آن را ناخوش مىدارد، حالى كه آن بلا يا بيمارى براى او كفارهاى است.