شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧٣ - بقيه عمارت كردن سليمان
اسماعيل [با او گفت] پروردگار ما! از ما بپذير. (بقره، ١٢٧) كعبه را عزت روز افزون است چون ابراهيم آن را براى پرستش خدا ساخت نه براى حرص دنيوى.
كتبشان: جمع آوردن، اشارت است به أنبيا و بناى آنان كه در بيت ١١٣٥/ ٤ آمده است و همچنين همه فعلهاى جمع كه در بيتهاى آينده است.
نَكال: عقوبت. (اگر كسى را كيفر مىكنند به خاطر اجراى حكم خداست نه ارضاى هواى نفس.) نعاس: پينكى، چرت.
مرغ جان: اضافه مشبه به بمشبه. (جان آنان به پَرِ وحى الهى در آسمانها پر مىزند.) قبله افعال: رفتار هر پيمبر يكى از سه سنتى است كه بايد بدان اقتدا كرد و دو ديگر گفتار و تقرير است و در قرآن كريم است: فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ. (انعام، ٩٠) بيضه زرين ...: كردار و گفتار آنان موجب سعادت بندگان است.
سحرگه بين در نيم شب: استعارت از آن كه از آغاز انجام را مىديدند.
مسجد اقصى ساختن: كنايت از پاك كردن دل از هواى نفسانى آن گاه متوجه خدا گشتن. أملاك: جمع ملك.
در چَنبر كشيدن: به اطاعت در آوردن.
سنگ بريدن ديوان: اشارت است به آن چه در قرآن كريم است: وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ. (ص، ٣٧) سنگ براى ايوان بريدن: در طاعت بودن و تحمل رياضت كردن. (بكوش تا ديو نفس را به فرمان در آورى.) سليمانى كردن ديو: مسلط شدن نفس بر عقل. (مگذار هواى نفس بر دلت چيره شود.) منسوخ نبودن سليمانى: اشارت است به كمين كردن شيطان در دل آدمى تا چه وقت بر او چيره گردد. (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٢٦٤/ ٤) سليمانى كردن: چيره شدن.
جُولاهَه و اطلس: اشارت است به شيطان و مكر او كه ضعيف است (نساء، ٧٦). چنان كه اطلس بافى كار هر بافنده نيست، سليمانى كردن نيز كار ديو نيست. بود كه باطل در لباس