شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٤٤ - بيان آن كه عارف را غذايى است از نور حق كه«أبيت عند ربى يطعمنى و يسقينى» و قوله«الجوع طعام الله يحيى به أبدان الصديقين أي فى الجوع يصل طعام الله»
آن را روايت كردهاند، اما مأخذ نقل را ننوشته. در بحار الانوار از امام صادق (ع) روايت شده: «الجوع ادام المؤمن و غذاء الروح.» (بحار الانوار، ج ٦٣، ص ٣٣٧، از مصباح الشريعة)
|
اين تب لرزه ز خوف جوع چيست |
در توكّل سير مىتانند زيست |
|
٢٨٥٤/ ٥ شير خوردن آدمى از سينه: نوزاد آدمى از پستان مادر كه در سينه است شير مىخورد و پستان ماده خر در پايين شكم اوست. چنان كه مىدانيم در تعبير قرآن و حديث سينه را از جانب حق گشادگى و روشنى است كه: أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ. (زمر، ٢٢) اما مقصود از آن سينه، سينه به معنى متداول آن نيست. و غرض مولانا از مقايسه سينه و زيرينه اين است كه سينه جايگاه دل است و زيرينه جاى معده و أمعاء، و بدين ترتيب سينه را بر زيرينه رتبتى است. انقروى از اين بيت تفسير ديگرى كرده است:
«آدمى را خرد روشن است با روح تغذيه مىشود و خر كه خرد ندارد از جسم نيرو مىگيرد.» قَسّام: بخش كننده. (عدالت حق تعالى چنين قسمت كرده است، قسمت كردنى شگفت كه در آن بر هيچ يك از دو دسته ستمى نرفته است.) نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا. (زخرف، ٣٢) نگهبانى: از آن رو كه خدا حافظ بندگان است و مهربان بر ايشان كه: فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ. (يوسف، ٦٤) سَبَق: مسابقت، پيش افتادن.
فردا: كنايت از قيامت كه «يَومَ تُبلَى السَّرائر» است و حقيقت در آن روز آشكار خواهد شد.
قُبّه از حباب ساختن: نظير:
|
بر كف دريا فرس را راندن |
نامه اى در نورِ برقى خواندن |
|
١٥٣٨/ ٢ واهى: سست، بىدوام.
زَرق: مكر، فريب.