شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٧٩ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به اميد همان صله و هزار دينار فرمودن بر قاعده خويش، و گفتن وزير نو هم حسن نام، شاه را كه اين سخت بسيار است و ما را خرجهاست و خزينه خالى است و من او را به ده يك آن خشنود كنم
|
هر نَبِيّى زو بر آورده برات |
استَعِينُوا منه صَبراً أو صَلات |
|
|
هين از او خواهيد نه از غير او |
آب در يَم جو مجو در خشك جو |
|
|
ور بخواهى از دگر هم، او دهد |
بر كف ميلش سخا هم او نهد |
|
|
آن كه معرض را ز زر قارون كند |
رو بدو آرى به طاعت چون كند |
|
ب ١١٨٣- ١١٦٨ اللَّه: بعض لغويان عرب اين كلمه را از «ألَهَ» مشتق دانستهاند. و بعضى از «وَلَه». الَه إلاهَة:
پرستيد. وَلَهَ الصَّبِىُّ إلَى امِّهِ، فَزَعَ إلَيها. و معنى كلمه را ذات مستجمع صفات كماليه دانستهاند. تلفظ اين كلمه پيش از اسلام ميان عربهاى جنوبى و شمالى دو گونه بوده است: جنوبيان «الاه» و شماليان «هلاه» مىگفتند.
سيبويه: دانشمند نحوى معروف، از مردم بيضاى فارس (تولد ١٤٨، وفات ١٨٠ ه. ق)، كتاب او به نام الكتاب بين نحويان شهرت فراوان دارد. اما جمله اى كه مولانا بدو نسبت داده به نقل ابن منظور از ابو الهيثم است (لسان العرب، ذيل اله).
يولهون ...: آنان در نيازمندى ترسان و شيفته نزد او مىروند.
ألهنا فى حوائجنا ...: در نيازمندىهاى خود روى به تو آورديم، و آن را جستيم و نزد تواش يافتيم.
ديّان: داور، حاكم.
كديه: در عربى «سختى روزگار» است و در فارسى به ضم و يا كسر اول به معنى «در يوزگى» است.
كديه تنيدن: در يوزگى كردن.
جان پيش كشيدن: جان نثار كردن، در راه او مردن.
حيدر: شير.
استن: ستون، نگاه دارنده.
مطوىّ: در پيچيده. گرفته از قرآن كريم است: وَ السَّمواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ. (زمر، ٦٧) بر آب سوار كردن: امير مؤمنان على (ع) فرمايد: «زمين را به موجهاى بزرگ خروشنده و كوهههاى درياى جوشنده در پوشاند.» (نهج البلاغه، خطبه ٩١) و نيز روايتى از آن حضرت كه خدا زمين را از كف آب آفريد. (بحار الانوار، ج ٥٧، ص ٨١، از العيون و