شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٤ - شرح إنما المؤمنون إخوة و العلماء كنفس واحدة خاصه
شرح إنَّمَا المُؤمِنُونَ إِخوَةٌ وَ العُلَماءُ كَنَفسٍ وَاحِدَةٍ. خاصه
اتّحاد داود و سليمان و ساير انبيا عليهم السّلام كه اگر يكى از ايشان را منكر شوى ايمان به هيچ نبى درست نباشد، و اين علامت اتّحاد است كه يك خانه از هزاران خانه ويران كنى آن همه ويران شود و يك ديوار قائم نماند كه لا نفرق بين احد منهم، و العاقل يكفيه الاشارة اين خود از اشارت گذشت
|
گر چه بر نآيد به جهد و زور تو |
ليك مسجد را بر آرد پور تو |
|
|
كرده او كرده توست اى حكيم |
مؤمنان را اتّصالى دان قديم |
|
|
مؤمنان معدود ليك ايمان يكى |
جسمشان معدود ليكن جان يكى |
|
|
غير فهم و جان كه در گاو و خر است |
آدمى را عقل و جانى ديگر است |
|
|
باز غير جان و عقل آدمى |
هست جانى در ولىّ آن دمى |
|
|
جان حيوانى ندارد اتّحاد |
تو مجو اين اتّحاد از روح باد |
|
|
گر خورد اين نان نگردد سير آن |
ور كشد بار اين، نگردد او گران |
|
|
بلكه اين شادى كند از مرگ او |
از حسد ميرد چو بيند برگ او |
|
ب ٤١٢- ٤٠٥ إنّما المؤمنون إخوة: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ: همانا مؤمنان برادرانند پس سازوارى دهيد ميان برادرانتان و از خدا پروا كنيد باشد كه آمرزيده شويد. (حجرات، ١٠) العُلَماءُ كَنَفسٍ وَاحِدَةٍ: دانشمندان همانند يك تناند. ظاهراً حديث نيست. البته در ستايش علما حديثها به عبارتهاى گوناگون آمده است، امّا حديثى بدين عبارت نيافتم و همچنين است جمله «المُؤمِنُونَ كَنَفسٍ وَاحِدَةٍ» جز آن كه از علما، پيمبران مقصود باشد.
لا نُفَرِّقُ بَينَ أحَدٍ مِنهُم: گرفته از قرآن كريم است: لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ: ميان هيچ يك از فرستادگان او فرق نمىنهيم. (بقره، ٢٨٥)