شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١١١ - تحريض سليمان
تحريض سليمان ٧ مر رسولان را بر تعجيل به هجرت بلقيس بهر ايمان
|
همچنان كه شه سليمان در نبرد |
جذب خيل و لشكر بلقيس كرد |
|
|
كه بياييد اى عزيزان زود زود |
كه بر آمد موجها از بحر جود |
|
|
سوى ساحل مىفشاند بىخطر |
جوش موجش هر زمانى صد گهر |
|
|
الصَّلا گفتيم اى اهل رشاد |
كين زمان رضوان در جنّت گشاد |
|
|
پس سليمان گفت اى پيكان رويد |
سوى بلقيس و بدين دين بگرويد |
|
|
پس بگوييدش بيا اينجا تمام |
زود كه انَّ اللَّهَ يَدعُو بِالسَّلام |
|
|
هين بيا اى طالب دولت شتاب |
كه فتوح است اين زمان و فتحِ باب |
|
|
اى كه تو طالب نه اى تو هم بيا |
تا طلب يابى از اين يار وفا |
|
ب ٧٢٤- ٧١٧ تحريض: بر انگيختن.
گهر سوى ساحل فشاندن: استعارت از ارشاد كردن گمراهان، و هدايت آنان.
ان اللَّه يدعوا بالسّلام: خداوند مىخواند به آسايش و امان. گرفته از قرآن كريم است:
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ: و خدا به سراى سلامت (بهشت) مىخواند. (يونس، ٢٥) اى طالب دولت:
|
بانگ مىآمد كه اى طالب بيا |
جود محتاج گدايان چون گدا |
|
|
جود مىجويد گدايان و ضعاف |
همچو خوبان كآينه جويند صاف |
|
٢٧٤٥- ٢٧٤٤/ ١ آن چه مولانا در اين بيتها فرموده تعبيرى است از رسالت عام پيمبران كه طالب ارشاد گمراهانند و زاده طبع فياض اوست. سليمان با رسولان چنين مخاطبى نداشته.
(آن كه خواهان است مىآيد و آن كه خواهان نيست بايد جهد كند تا طلب در او پيدا شود.)