شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤١٠ - در بيان آن كه شناساى قدرت حق نپرسد كه بهشت و دوزخ كجاست
هوشيار: كنايت از شناسنده حق.
مست: كنايت از ناشناساى حق.
قابيل: فرزند نافرمان آدم كه برادر خود هابيل را كشت.
عقل جمادات: مانند ناليدن استن حنَّانه. تسبيح گفتن سنگ ريزه در دست رسول ٦ و معجزههاى ديگر. خداى عز و جل را قدرتى است بر آفريدههاى خود كه هر چه اراده كند پديد آوردن تواند. و به هر صورت در آوردن تواند. دوزخ قهر خداست. اما دوزخ را صورتهاست: يكى آتش است كه بسوزاند، ديگرى درد است كه در آزار كار دوزخ كند. قدرت پروردگار گاه زندگى را شيرين سازد و گاه تلخ و زهر آگين. فرمان او چون به آب نيل رسد، در دهان قبطى خون شود و در كام سبطى آب شيرين باشد و چون خواهد عاقل را نادان سازد و ابله را خردمند كند. اين خلاف طبيعتها براى آن است كه بنده بداند خدا بر هر كار تواناست و چون اين نكته را دانست نپرسد كه بهشت و دوزخ كجاست.
|
چون نكردى فهم اين را ز انبيا |
دانش آوردند در سنگ و عصا |
|
|
تا جمادات دگر را بىلباس |
چون عصا و سنگ دارى از قياس |
|
|
طاعت سنگ و عصا ظاهر شود |
وز جمادات دگر مُخبِر شود |
|
|
كه ز يزدان آگهيم و طايعيم |
ما همه بىاتّفاقى ضايعيم |
|
|
همچو آب نيل دانى وقت غرق |
كو ميان هر دو امَّت كرد فرق |
|
|
چون زمين دانيش دانا وقت خَسف |
در حق قارون كه قهرش كرد و نَسف |
|
|
چون قمر كه امر بشنيد و شتافت |
پس دو نيمه گشت بر چرخ و شكافت |
|
|
چون درخت و سنگ كاندر هر مقام |
مصطفى را كرده ظاهر السَّلام |
|
ب ٢٨٣١- ٢٨٢٤ دانش در سنگ و عصا آوردن: مانند گواهى دادن سنگ ريزه بر پيغمبرى رسول ٦ و اژدها شدن عصا براى موسى (ع).
|
ما سميعيم و بصيريم و خوشيم |
با شما نامحرمان ما خامُشيم |
|
١٠١٩/ ٣ بىلباس: بىاشتباه، بىترديد.