شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٧٦ - تفسير اين حديث كه انى لأستغفر الله فى كل يوم سبعين مرة
تفسير اين حديث كه انِّى لَأَستَغفِرُ اللَّهَ فِى كُلِّ يَومٍ سَبعِينَ مَرَّةً
|
همچو پيغمبر ز گفتن وز نثار |
توبه آرم روز من هفتاد بار |
|
|
ليك آن مستى شود توبه شكن |
مُنسِى است اين مستى تن جامه كن |
|
|
حكمت اظهار تاريخ دراز |
مستيى انداخت بر داناى راز |
|
|
راز پنهان با چنين طبل و علم |
آب جوشان گشته از جَفَّ القَلَم |
|
|
رحمت بىحد روانه هر زمان |
خفتهايد از درك آن اى مردمان |
|
|
جامه خفته خورد از جوى آب |
خفته اندر خواب جوياى سراب |
|
|
مىرود كآنجاى بوى آب هست |
زين تفكُّر راه را بر خويش بست |
|
|
ز آن كه آن جا گفت ز اينجا دور شد |
بر خيالى از حقى مهجور شد |
|
|
دور بيناناند و بس خفته روان |
رحمتى آريدشان اى رهروان |
|
|
من نديدم تشنگى خواب آورد |
خواب آرد تشنگىِّ بىخرد |
|
|
خود خرد آن است كو از حق چريد |
نه خرد كآن را عطارد آوريد |
|
ب ٣٣٠٩- ٣٢٩٩ إنِّى لَأَستَغفِرُ اللَّه: اين عبارت جزئى از حديث نبوى است كه در كتابهاى فريقين آمده است. در احاديث مثنوى از نهايه ابن اثير، الجامع الصغير و صحيح مسلم روايت شده است (احاديث مثنوى، ص ١٣٩). در اينجا مأخذ آن را از بحار الانوار به نقل از جامع الاخبار مىآوريم: «وَ قَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ إنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلبِى حَتَّى أَستَغفِرَ اللَّهَ فِى اليَوم مِأئَةَ مَرَّةٍ.» (بحار الانوار، ج ٩٠، ص ١٢٨٢) و اغانه گرفتگى خاطر است و در برخى روايتها سبعين مرة آمده و نوشته مولانا مبنى بر اين روايت است. مولانا اثر سخن گفتن در مطالب ظاهرى را همچون غبارى مىداند كه بر دل نشيند.
|
گفت و گوى ظاهر آمد چون غبار |
مدّتى خاموش خو كن هوش دار |
|
٥٧٧/ ١