شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٧٠ - مژده دادن ابو يزيد از زادن ابو الحسن خرقانى قدس الله روحهما پيش از سالها و نشان صورت او، سيرت او يك به يك، و نوشتن تاريخ نويسان آن را جهت رصد
نيست.
نويد: مژده.
گلزار كُل: استعارت از عالم معنى.
خودكامه: گاه به معنى «خود سر» است كه به ميل خود كار كند.
|
ور بود اين جبر جبرِ عامه نيست |
جبر آن أمَّاره خودكامه نيست |
|
١٤٦٥/ ١ ولى در اين بيت به معنى به مراد رسيده و خوشبخت است.
|
چو كاوس خودكامه اندر جهان |
نديدم كسى از كهان و مهان |
|
(فردوسى، به نقل از لغت نامه) شِفا: بايد شفى (مُمال) خوانده شود.
لب ما خشك: عادت ما چنان نيست كه از فيض تو بهره نبريم. نظير:
|
سخن درست بگويم نمىتوانم ديد |
كه مىخورند حريفان و من نظاره كنم |
|
(حافظ)[١] مير مجلس: كنايت از پير راهنما.
حريفان: كنايت از طالبان و فيض طالبان.
زير دست: مخفيانه، پوشيده.
مَكنون: نهان. شرابخوار اگر بوى شراب را با خوردن دارويى بپوشاند، آثار مستى را چگونه مىتواند از ميان برد؟ «بوى» در بيت كنايت از نشانههايى است كه از مستى لقاى حق در او پديد است.
سَر خُم به كهگل گرفتن: كنايت از واردات غيبى را نهان كردن.
از يمن بوى خدا آمدن: نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٦١/ ٣.
رامين و ويس: منظومه معروف ويس و رامين از فخر الدين اسعد گرگانى (متوفاى اوايل نيمه دوم سده پنجم).
زمينى: استعارت از اويس كه با بريدن از جسم به خدا پيوست و آسمانى شد.
[١] -تذكر دكتر سجادى.