شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٢٦ - بيان آن كه خلق دوزخ گرسنگانند و نالاناند به حق كه روزىهاى ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان كه ما را صبر نماند
بيان آن كه خلق دوزخ گرسنگانند و نالاناند به حق كه روزىهاى ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان كه ما را صبر نماند
|
اين سخن پايان ندارد موسيا |
هين رها كن آن خران را در گيا |
|
|
تا همه ز آن خوش علف فربه شوند |
هين كه گرگانند ما را خشممند |
|
|
ناله گرگان خود را مُوقنيم |
اين خران را طعمه ايشان كنيم |
|
|
اين خران را كيمياى خوش دمى |
از لب تو خواست كردن آدمى |
|
|
تو بسى كردى به دعوت لطف و جود |
آن خران را طالع و روزى نبود |
|
|
پس فرو پوشان لحاف نعمتى |
تا بردشان زود خواب غفلتى |
|
|
تا چو بجهند از چنين خواب اين رده |
شمع مرده باشد و ساقى شده |
|
|
داشت طغيانشان تو را در حيرتى |
پس بنوشند از جزا هَم حسرتى |
|
|
تا كه عدل ما قدم بيرون نهد |
در جزا هر زشت را در خور دهد |
|
|
كآن شهى كه مىنديدنديش فاش |
بود با ايشان نهان اندر معاش |
|
ب ٣٦٧٦- ٣٦٦٧ خلق دوزخ گرسنگاناند ...: ظاهراً اشارت است بدين حديث: «يُلقَى عَلى أهلِ النَّارِ الجوعُ فَيعدلُ ما هم فيه من العذاب.» (كنز العمال، ج ١٤، ص ٥٣١، از سنن ترمذى، باب ما جاء فى صفة طعام اهل النار) و نيز در آن اشارتى است به قرآن كريم: يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ. (ق، ٣٠) خران: استعارت از قوم فرعون.
گيا: استعارت از نعمت دنيا و در قرآن كريم است: ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ. (حجر، ٣) گرگان: استعارت از خلق دوزخ.
موقن: (اسم فاعل ايقان) يقين دارنده.