شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٨٦ - تفسير اين حديث كه مثل امتى كمثل سفينة نوح من تمسك بها نجا و من تخلف عنها غرق
تخلف عنها غرق.» (رجال كشى، ص ١٨، بحار الانوار، ج ٢٢، ص ٤٠) «انما مثل اهل بيتى فيكم كمثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق ...» (امالى طوسى، ج ٢، ص ٢٤٦، بحار الانوار، ج ٢٣، ص ١٢٠، از امالى طوسى) و در المنهج القوى، «مثل سنتى كمثل سفينة نوح ...» چنان كه مىبينيم در هيچ يك از اين روايتها «مثل امتى» ديده نمىشود.
فتوح:
|
وز هوايى كاندر و سيمرغ روح |
پيش از اين ديده است پرواز و فتوح |
|
١٤٤٢/ ١ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٤٤٢/ ١) جان جان بخش: كنايت از شيخ.
پيغمبر ايام: اشارت است به حديث: «الشيخُ فى قومه كالنّبى فى أمته.» (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٧٧٣/ ٣) حمال بودن آتش قهر: آن گاه كه شيخ با تو بر سر لطف باشد به پر او مىپرى و اگر تو را براند چنان نيست كه يك باره روى از تو بگرداند، چنان كه نجم الدين رازى گويد: «و از ملازمت خدمت شيخ به هيچ وجه روى نگرداند، و اگر شيخ او را هزار باره براند و از خود دور كند نرود.» (مرصاد العباد، ص ٢٦٥) مغز از انكار خالى كردن و بوى خلد يافتن: چنان كه در حديث است: «من مات على بغض آل محمد لم يشمَّ رائحة الجنة.» (بحار الانوار، ج ٢٧، ص ١١٢) يار من: نيكلسون مقصود از «يار» را حسام الدين نوشته است ولى احتمال دارد كلمه «من» را براى رعايت «يمن» در نيم بيت دوم آورده باشد.
بوى رحمان از يمن: اشارت است به حديثى كه گويند رسول ٦ در باره اويس قرنى فرموده است: «انى لاجد نَفسَ الرحمن من جانب اليمن.» (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٦١/ ٣) در بيتهاى پيش فرمود درازى، كوتاهى، زمان و مكان از عوارض جسم است چون جسم مبدل شد، از قيدها آزاد است و چنان است كه در كشتى خفته باشى و مسافتها بر تو طى شود. از اين بيان به مناسبت به نكته اى لطيف مىپردازد كه رسول ٦ اهل بيت