شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٨٤ - بيان آن كه يا ايها الذين آمنوا لا تقدموا بين يدى الله و رسوله
بيان آن كه يَا ايُّهَا الَذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَينَ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
|
چون نبى نيستى ز امّت باش |
چون كه سلطان نه اى رعيت باش |
|
|
پس رو خاموش باش از خود زحمتى و رايى متراش |
|
پس برو خاموش باش از انقياد |
زير ظلِّ امر شيخ و اوستاد |
|
|
ور نه گر چه مستعدّ و قابلى |
مسخ گردى تو ز لاف كاملى |
|
|
هم ز استعداد و امانى اگر |
سر كشى ز استاد راز و با خبر |
|
|
صبر كن در موزه دوزى تو هنوز |
ور بُوى بىصبر گردى پاره دوز |
|
|
كهنه دوزان گر بُديشان صبر و حلم |
جمله نو دوزان شدندى هم به علم |
|
|
بس بكوشىّ و به آخر از كَلال |
هم تو گويى خويش كَالعَقلُ عِقال |
|
|
همچو آن مرد مفلسف روز مرگ |
عقل را مىديد بس بىبال و برگ |
|
|
بىغرض مىكرد آن دم اعتراف |
كز ذكاوت، را نديم اسب از گزاف |
|
|
از غرورى سر كشيديم از رجال |
آشنا كرديم در بحر خيال |
|
|
آشنا هيچ است اندر بحر روح |
نيست اينجا چاره جز كشتىِّ نوح |
|
|
اين چنين فرمود آن شاه رسل |
كه منم كشتى در اين درياى كُل |
|
|
يا كسى كو در بصيرتهاى من |
شد خليفه راستى بر جاى من |
|
|
كشتى نوحيم در دريا كه تا |
رو نگردانى ز كشتى اى فتى |
|
ب ٣٣٥٩- ٣٣٤٧ يَا أيُّها الَّذِينَ آمنوا ...: «اى آنان كه گرويدهايد فرا پيش خدا و فرستادهاش ميفتيد.» (حجرات، ١) در باب نزول اين آيه روايتهاى گونه گون نقل است. آن چه مسلّم است اينكه در هيچ كار از فرمان خدا و رسول تجاوز نبايد كرد.
چون نبى نيستى: بيت گرفته از سنايى است:
|
مرد همّت نه مرد نَهمت باش |
چون پيمبر نه اى ز امّت باش |
|