شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٠٨ - در خواستن قبطى دعاى خير و هدايت از سبطى و دعا كردن سبطى قبطى را به خير و مستجاب شدن از أكرم الاكرمين و أرحم الراحمين
|
من گمان بردم كه ايمان آورم |
تا از اين طوفان خون آبى خورم |
|
|
من چه دانستم كه تبديلى كند |
در نهاد من مرا نيلى كند |
|
|
سوى چشم خود يكى نيلم روان |
بر قرارم پيش چشم ديگران |
|
|
همچنان كه اين جهان پيش نبى |
غرق تسبيح است و پيش ما غَبى |
|
|
پيش چشمش اين جهان پر عشق و داد |
پيش چشم ديگران مرده و جماد |
|
|
پست و بالا پيش چشمش تيز رو |
از كلوخ و خشت او نكته شنو |
|
|
با عوام اين جمله بسته و مُرده اى |
زين عجب تر من نديدم پرده اى |
|
|
گورها يكسان به پيش چشم ما |
روضه و حفره به چشم اوليا |
|
|
عامه گفتندى كه پيغمبر ترش |
از چه گشته است و شده است او ذوق كش |
|
|
خاص گفتندى كه سوى چشمتان |
مىنمايد او ترش اى امّتان |
|
|
يك زمان در چشم ما آييد تا |
خندهها بينيد اندر هَل اتَى |
|
|
از سر امرودبُن بنمايد آن |
منعكس صورت به زير آ اى جوان |
|
|
آن درخت هستى است امرودبُن |
تا بر آن جايى نمايد نو كهن |
|
|
تا بر آن جايى ببينى خار زار |
پر ز كژدمهاى خشم و پر ز مار |
|
|
چون فرود آيى ببينى رايگان |
يك جهان پر گل رخان و دايگان |
|
ب ٣٥٤٢- ٣٥٢٥ بر تنيدن: در لغت به معنى بافتن است، و در اين بيت به معنى استوار ساختن. محكم كردن.
موسى رحمت: اضافه مُشَبَّه به بمشبّه.
سر رشته نگه داشتن: پيوند خود را با خدا به دل حفظ كردن.
نيل ذوق: اضافه مشبه به بمشبه، و «نيل ذوق، خون نگرديدن» كنايت از رستگارى به گمراهى مبدل نشدن.
گمان بردم: قبطى كه در بيت ٣٤٩٣ داستان او آغاز شد.
نيل روان: استعارت از سير الى اللَّه. (آنان كه ظاهر مرا مىنگرند مرا چون خود مىپندارند، حالى كه من به درياى رحمت الهى پيوستهام.) غرق تسبيح بودن:
|
از جمادى عالم جانها رويد |
غلغل اجزاى عالم بشنويد |
|