شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٩ - بيان آن كه در توبه باز است
بيان آن كه درِ توبه باز است
|
هين مكن زين پس فراگير احتراز |
كه ز بخشايش در توبه است باز |
|
|
توبه را از جانبِ مغرب درى |
باز باشد تا قيامت بر وَرى |
|
|
تا ز مغرب بر زند سر آفتاب |
باز باشد آن در از وى رو متاب |
|
|
هست جنّت را ز رحمت هشت در |
يك در توبه است ز آن هشت اى پسر |
|
|
آن همه گه باز باشد گه فراز |
و آن درِ توبه نباشد جز كه باز |
|
|
هين غنيمت دار در باز است زود |
رخت آن جا كش به كورىّ حسود |
|
ب ٢٥٠٧- ٢٥٠٢ باز بود در توبه از جانب مغرب: عمر از رسول اكرم پرسيد «در توبه» چيست؟ فرمود: «بَابُ التَّوبَةِ خَلفُ المَغرِبِ ... وَ هُوَ مَفتُوحٌ مُنذُ خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالى إلَى طُلُوعِ الشَّمسِ مِن مَغرِبِهَا.» (شرح انقروى) ورِى: وَرَى. آفريدگان.
باز باشد آن در: چنان كه در حديث است: «إنَّ بَابَهَا (التَوبَةَ) مَفتُوحٌ لِإبنِ آدَمَ، لَا يُسَدُّ حَتَّى تَطلُعَ الشَّمسُ مِن مَغرِبِها.» (بحار الانوار، ج ٦، ص ٣٤، از تفسير امام حسن عسكرى (ع)) هشت در جنّت: و آن درها: توبه، زكات، صلاة، رَيّان، حج، جهاد، ورع، و صِلَه است.
باز و فراز بودن درها: آن چه در حديثهاست اين است كه هفت در از آن هشت در بسته است. «لِلجَنَّةِ بَابٌ يُقالَ لَهُ الرَّيَان لَا يُفتَحُ إلَى يَومِ القِيَامَةِ.» (بحار الانوار، ج ٨، ص ١٨٥، از امالى صدوق) و نيز اين حديث: «للجنة ثمانية ابواب سبعة مغلقة و باب مفتوح للتَّوبةِ.» (مستدرك حاكم، احاديث مثنوى، ص ١٢٩) و آن در توبه ...: چنان كه در حديث است: «لَا يُغلَقُ بَابُ التَّوبَةِ عَلى العِبَادِ حَتَّى تَطلُعَ الشَّمسُ مِن مَغرِبِها.» و اين حديث را در كتابهاى حديث فريقين مىتوان ديد و در ديگر كتابها از جمله در گلستان سعدى (داستان قاضى همدان) آمده است.