شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٠٤ - در خواستن قبطى دعاى خير و هدايت از سبطى و دعا كردن سبطى قبطى را به خير و مستجاب شدن از أكرم الاكرمين و أرحم الراحمين
در خواستن قبطى دعاى خير و هدايت از سبطى و دعا كردن سبطى قبطى را به خير و مستجاب شدن از أكرَمُ الاكرَمِين وَ أرحَمُ الرَّاحِمين
|
گفت قبطى تو دعايى كن كه من |
از سياهى دل ندارم آن دهن |
|
|
كه بود كه قفل اين دل وا شود |
زشت را در بزم خوبان جا شود |
|
|
مسخى از تو صاحب خويى شود |
يا بليسى باز كرّوبى شود |
|
|
يا به فرِّ دست مريم بوى مشك |
يابد و ترّى و ميوه شاخ خشك |
|
|
سبطى آن دم در سجود افتاد و گفت |
كاى خداى عالم جَهر و نهفت |
|
|
جز تو پيش كى بر آرد بنده دست |
هم دعا و هم اجابت از تو است |
|
|
هم ز اوّل تو دهى ميل دعا |
تو دهى آخر دعاها را جزا |
|
|
اوّل و آخر توى ما در ميان |
هيچ هيچى كه نيايد در بيان |
|
|
اين چنين مىگفت تا افتاد طشت |
از سر بام و دلش بىهوش گشت |
|
|
باز آمد او به هوش اندر دعا |
لَيسَ لِلإِنسانِ إلَّا مَا سَعى |
|
ب ٣٥٠٢- ٣٤٩٣ از سياهى دل ...: چون دل من سياه است دعاى من پذيرفته نخواهد شد. تو در باره من دعايى كن كه دعا در حق غير پذيرفته شود.
|
گفت موسى من ندارم آن دهان |
گفت ما را از دهان غير خوان |
|
١٨١/ ٣ مَسخ: (مصدر مبنى از براى مفعول) ممسوخ، مسخ شده. مسخ در لغت مبدّل شدن صورت است يا حلول جان انسان در تن حيوان، و اين عقيده اهل تناسخ است. و در اين بيت مسخ شده كسى است كه درون زشت دارد. آن كه داراى دلى تيره است.
كَرّوبى: كروبيم (عبرى). فرشتگانى كه از جانب خدا فرستاده مىشوند يا اينكه همواره در حضورند. (از قاموس كتاب مقدس)