شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٠٨ - منازعت اميران عرب با مصطفى
ملك بر بسته: دولت عاريتى.
ملك بر رُسته: كنايت از بزرگى خدا داد. دولتى كه از جانب حق رسد.
نيزه و قضيب: مقايسه اى است ميان دولتِ خداوندان قدرت ظاهرى و دولتى كه خداوند به پيمبران بخشد.
نام او دولت او: رسول ٦.
|
مصطفى را وعده كرد الطاف حق |
گر بميرى تو نميرد اين سبق |
|
|
من كتاب و معجزات را رافِعم |
بيش و كم كن را ز قرآن مانعم |
|
١١٩٨- ١١٩٧/ ٣ (نگاه كنيد به: ذيل بيت ١٢١٣- ١١٩٧/ ٣) پنج نوبت زدن:
|
از عصا مارى و از استُن حنين |
پنج نوبت مىزنند از بهر دين |
|
٢١٤٢/ ١ آخر: كنايت از پادشاهى دولت دنياوى.
خران و مردمان: كنايت از بدان و نيكان، يا خدا جويان و دنيا پرستان.
مستحب: پسنديده، بفرمان، فرمانبردار.
اين بيتها دنباله داستان گفت و گوى موسى (ع) با فرعون است كه در بيت ٢٧٧٧ آن را رها كرد. و اين خطاب از بيت ٢٨٠١ آغاز مىشود.
موسى (ع) به فرعون گويد اگر گوش شنوا دارى اندرز من بشنو و گر نه براى عذاب الهى آماده شو! اين عصا كه چون مىافكنم سحر جادوگران را در كام فرو مىبرد، نمونه اى از غضب حق تعالى است تا به تو نشان دهد كه عذاب بزرگ و دوزخ او چيست.