شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٢١ - تفسير اين آيت كه و ما خلقنا السموات و الأرض و ما بينهما إلا بالحق نيافريدمشان بهر همين كه شما مىبينيد بلكه بهر معنى و حكمت باقيه كه شما نمىبينيد آن را
رَو: توجه كن! (بدان كه جنبيدن آن از وزش باد است.) سَمِعنا: شنيديم.
عَصَينا: نافرمانى كرديم. گرفته از قرآن كريم (بقره، ٩٣) است.
خَلِّنَا: ما را بگذار.
توكل: در اين بيت به معنى عرفانى آن كه در بيت ٤٦٧/ ١ آمده نيست. به معنى ناآگاه از پايان كار است. هر چه پيش آيد خوش آيد گفتن.
نظرى كه افسرده نيست: نظر سالم يا ديده حقيقت بين. (ديده حقيقت بين پردههاى شك و ترديد را مىدرد، و حقيقت را مىبيند.) سد پيش و پس: اشارت است به آيه: وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ. (يس، ٩) بَحثِ أملاك: نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٦٥٩/ ١.
خليفه كردن بابا: اشارت است به خلقت آدم (ع) و آيه: إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً. (بقره، ٣٠) روز فصل: يوم الفصل، روز قيامت. إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً. (نبأ، ١٧) لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى: براى آدمى جز آن چه [در آن] كوشش كرده نيست. (نجم، ٣٩) تخصيص خدا: اگر خدا كسى را كارى فرمود، اين تخصيص اختيار را از او سلب نمىكند.
گريزاندن رخت به كفران: گرفته از آيههاى قرآن است از جمله: إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً. (معارج، ٢٠) در بيتهاى گذشته سخن از آنان بود كه دلشان به نور حق بيناست و سرِّ آفرينش بر آنان آشكار است. در اين بيتها سخن از تاريك دلان است كه پايشان در طبيعت به گل مانده است و از حد آن برون رفتن نتوانند، هر چند آنان را بخوانند به گوش مىشنوند و به دل و رفتار منكر مىشوند. اما ديدههايى كه از حق روشنى مىگيرد، پيش و پس را مىبيند.
|
او مگر يَنظُر بنور اللَّه بود |
كاندرون پوست او را ره بود |
|
٣٥٢٠/ ١ براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به: داستان زيد، ٣٥٠٠/ ١ به بعد.