شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥٣
عيب بودن دو رويى: در آن اشارتى است به حديثى كه انقروى از مصابيح آورده است:
«تَجِدُونَ شَرَّ النَّاسِ يَومَ القِيَامَةِ ذا الوَجهَينِ الَّذِى يَأتِى هَؤُلَاءِ بِوَجْهٍ وَ هَؤُلَاءِ بِوَجْهٍ.» اين همه تعظيم ...: چون هنوز رسول ٦ مبعوث نشده بود او را حرمت مىنهادند.
باد بردن: نابود شدن، از ميان رفتن.
قلب را در قلب راه نبودن: قلب نخست مقابل سره و قلب دوم به معنى دل است. (منافقان به ظاهر رسول را تعظيم مىكردند.) آغاز اين بيتها وصف جهودان زمان رسول است كه پيش از ظهور حضرتش مىخواستند او پديد آيد، اما چون مبعوث شد منكر او گشتند. سپس مىگويد، آن چه جهودان مىگفتند از روى شناخت دل نبود و اگر چنين بود، بايستى درون آنان دگرگون گردد.
در پايان، سخن را به مدعى دو رو مىكشاند كه براى فريفتن مريدان از خدا مىخواهد او را آزمايش كند و مريدان پندارند او راستگوست و گر نه خواهان آزمايش نمىشد و نمىدانند او آزمايش درون را خواهان نيست. آزمايشى را خواهد كه به ظاهر او بسنده كند.
وَ الحَمدُ لِلَّهِ اولًا آخراً تمام شد آن چه مقدر بود روز سه شنبه ششم شهريور ماه ١٣٧٥ برابر با يازدهم ربيع الاخر ١٤١٧. با همكارى دوستان فاضل آقايان: دكتر سيد على محمد سجادى، دكتر سعيد واعظ، و دكتر عباس كى منش.