شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤١٦ - جواب دهرى كه منكر الوهيت است و عالم را قديم مىگويد
|
بر رخ نقره و يا روى زرى |
وا نما بر سكّه نام مُنكِرى |
|
|
خود مگير اين مُعجزِ چون آفتاب |
صد زبان بين نام او امُّ الكِتاب |
|
|
زهره نى كس را كه يك حرفى از آن |
يا بدزدد يا فزايد در بيان |
|
|
يارِ غالب شو كه تا غالب شوى |
يار مغلوبان مشو هين اى غَوى |
|
|
حجّت منكر همين آمد كه من |
غير اين ظاهر نمىبينم وطن |
|
|
هيچ ننديشد كه هر جا ظاهرى است |
آن ز حكمتهاى پنهان مُخبرى است |
|
|
فايده هر ظاهرى خود باطن است |
همچو نفع اندر دواها كامن است |
|
ب ٢٨٧٩- ٢٨٦٨ زرد رو: كنايت از مردود. نامعقول.
مُخبر: خبر دهنده. كنايت از خطيب و مدح گويندگان رسول ٦.
روى دينار و درم: سكهها كه به نام پادشاهان زدند و رايج نماند. اما نشانه پيمبرى محمد ٦ جاودانه است.
مستقر: روز رستاخيز.
|
من مناره پُر كنم آفاق را |
كور گردانم دو چشم عاق را |
|
١٢٠٤/ ٣ صد زبان: قرآن كريم كه هر كس از آيههاى آن به اندازه فهم خود بهره مىگيرد.
امُّ الكِتاب: يكى از نامهاى قرآن كريم (رعد: ٣٩، زخرف: ٤).
دزديدن يا فزودن: اشارت است به قرآن كريم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ. (حجر، ٩)
|
من كتاب و معجزهات را رافعم |
بيش و كم كن را ز قرآن مانعم |
|
١١٩٨/ ٣ وطن: كنايت از جاى زندگى. (جز اين جهان جهان ديگرى نمىبينم.) كامِن: نهان، پوشيده.
مقايسه اى است ميان قدرتهاى ظاهرى و قدرتى كه از جانب خداست، قدرت الهى پايدار است و آثار آن در روزگار آشكار. نام رسول را در منارهها مىبرند و به رسالت او گواهى مىدهند. نام پيمبران ديگر نيز زبانزد همگان است و كتابشان ورد مردمان. اما