شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٨٧ - مانستن بدرايى اين وزير دون در افساد مروت شاه به وزير فرعون يعنى هامان در افساد قابليت فرعون
|
كين هوا پر حرص و حالى بين بود |
عقل را انديشه يومِ دين بود |
|
|
عقل را دو ديده در پايان كار |
بهر آن گُل مىكشد او رنجِ خار |
|
|
كه نفرسايد نريزد در خزان |
باد هر خرطومِ أخشَم دور از آن |
|
ب ١٢٦١- ١٢٣٩ نرم شدن فرعون: «موسى و هارون هر دو چون اين سخن، فرعون را بگفتند او را راى آمد كه اقرار دهد و بگرود. هامان را گفت چه گويى؟ هامان گفت من تو را از اين بخردتر دانستم، تو خدايى! مىخواهى كه خويشتن را بنده گردانى؟ و عزيزى مىخواهى كه خود را خوار گردانى.» (قصص قرآن مجيد، سور آبادى، ص ٢٥٢) شير دادن سنگ: كنايت از نرم گشتن، و در آن تلميحى است به آيه: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ. (بقره، ٧٤) ژنده پوش: «موسى بن عمران و برادرش هارون بر فرعون در آمدند جامههاى پشمين بر تن و چوب دستىها در دست.» (نهج البلاغه، خطبه قاصعه، ص ٢١٤- ٢١٥)
|
از پى آن كه دو درويش آمدند |
بر شه و بر قصر او موكب زدند |
|
|
نيست با ايشان به غير يك عصا |
كه همىگردد به أمرش اژدها |
|
١١٦٨- ١١٦٧/ ٣ سنگ منجنيق: كنايت از سخنان گمراه كننده هامان.
شيشه خانه: استعارت از دل.
طرح نهادن: تأويل كردن. گردانيدن به معنى ديگر.
چندان نبودن: ارزش نداشتن، درست نبودن.
آصف: پسر بر خيا. نوشتهاند وزير سليمان (ع) بود و آن كه در قرآن كريم (سوره نمل) از وى به الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ تعبير شده اوست، و اسم اعظم مىدانست.
ظلمات بعضى فوق بعض: گرفته از قرآن كريم (نور، ٤٠) است.
روز عرض: روز عرض اعمال، روز قيامت.
صاحب: كنايت از وزير.
به نقل آوردن: از راه راست بر گرداندن.