شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٦٨ - باز گفتن موسى
آهن تيره: استعارت از درون تاريك. (اشارت است به خوابها كه فرعون در باره ظهور موسى (ع) مىديد.)
|
مقدم موسى نمودندش به خواب |
كه كند فرعون و ملكش را خراب |
|
٨٤٢/ ٣ زنگى كه روى خود در آينه ديد: نظير:
|
آيِنَه چون نقش تو بنمود راست |
خود شكن آيينه شكستن خطاست |
|
(مخزن الاسرار نظامى، ص ١٤٧) لباس سوختن و يا چشم و دهان بر دوختن: به خواب ديدن. تعبير كنندگان چنين گويند: اگر در خواب بيند دهان و چشمش سوخته از دهان او سخن حق بيرون نيايد، و چشم وى آيات حق را نبيند و اگر حيوان قصد ريختن خون او كند صفت حيوانى بر وى غالب شود و اگر در آب ريز افتاد به پليدىهاى نفسانى آلوده گردد و اگر در سيل خون غرق شود خون ناحق ريزد. (شرح انقروى) دَدَه: دد، درنده.
آب ريز: مبال.
نَقى: پاكيزه، پاك.
أصحابُ الشّمال: گرفته از قرآن كريم است: وَ أَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ. فِي سَمُومٍ وَ حَمِيمٍ. (واقعه، ٤١- ٤٢) ز اندكى دانى: از كم آن چه گفتم دانى كه از درون تو آگاهيم.
اين بيتها هر چند به ظاهر گفت و گوى موسى (ع) با فرعون است، اما مولانا ديگران را نيز بدين حقيقت متوجه مىسازد كه خوابهاى آشفته ديدن زاده درون ناآرام است.
در اين گفت و گو موسى (ع) فرعون را به نقصهاى وى متوجه مىسازد كه: در خواب مىديدى پادشاهى تو در هم مىريزد، به جاى اينكه بينديشى كه ستمكارى، و اين خواب عكس العمل آن ستمهاست، به فكر كشتن نرينههاى اسرائيلى افتادى و ندانستى كه زشتى از توست نه از آنان. خود را به تغافل مىزدى تا از اثر آن خوابها در امان باشى و سرانجام سودى نداشت.