شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ١٩ - حكايت آن واعظ كه هر آغاز تذكير، دعاى ظالمان و سخت دلان و بىاعتقادان كردى
|
زين سبب بر انبيا رنج و شكست |
از همه خلق جهان افزون تر است |
|
|
تا ز جانها جانشان شد زفت تر |
كه نديدند آن بلا قوم دگر |
|
|
پوست از دار و بلا كش مىشود |
چون اديم طايفى خوش مىشود |
|
|
ور نه تلخ و تيز ماليدى در او |
گنده گشتى ناخوش و ناپاك بو |
|
ب ١٠٣- ٩٧ اشغر: اسغر، سيخول، خار پشت. گويند هر چند او را بزنند فربه تر شود. (لغت نامه، از برهان قاطع و فرهنگ جهان گيرى) چون قصد او كنند تيره پشت خود را براى افكندن خار بالا برد، پندارند كه فربه شده است.
لمتر: فربه، چاق.
رنج و شكست انبيا: أشَدُّ النَّاسِ بَلاءً الأَنبِيَاءُ، ثُمَّ الصَّالِحُونَ ثُمَّ الأمثَلُ فَالأمثلُ. (يوسف بن احمد مولوى، شرح نيكلسون، احاديث مثنوى، ص ١٠٧) و از امام صادق (ع) منقول است: «إنَّ أشَدَّ النّاسِ بَلاءً الانبياءُ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهم ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُم ثُمَّ الامثَلُ فالامثَل.» (امالى طوسى، به نقل بحار الانوار، ج ١١، ص ٦٩) دارو: آن چه دبّاغان بر پوست ريزند تا گنده نگردد.
اديم طايفى: طايف طائف، شهرى است در جنوب شرقى مكه، به فاصله ١٢٥ كيلو مترى آن شهر و چرم آن مشهور است. گويند خوبى چرم آن شهر از آن روست كه از تابش سهيل پخته مىشود. و چشمهها در آن ولايت است كه دباغت چرم به آن چشمهها نمايند و بسيار بد بو مىباشند و مرغ از عفونت به آن جا نپرد و چرمش بسيار نيكو بود. (آثار البلاد، ص ١٤٧)
|
تا ز كشمير صنم خيزد و از تبّت مشك |
همچو گز مصر قصب خيزد و از طائف اديم |
|
(فرخى)
|
اديم طائفى در زير پا كن |
شراك از رشته جانهاى ما كن |
|
(جامى، به نقل از لغت نامه) مثالها و توضيحهاست براى نشان دادن آن كه رياضت و تحمل رنج و استقامت در راه خدا موجب كمال انسان و رسيدن او به درجتهاى بلند است، چنان كه پيمبران بيش