شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٧ - گفتن آن جهود على را كرم الله وجهه كه اگر اعتماد دارى بر حافظى حق از سر اين كوشك خود را در انداز و جواب گفتن امير المؤمنين او را
هم از انجيلها آورده كه با بيت ارتباط مستقيم ندارد. امّا با همه جست و جو انتساب اين داستان را به يهودى و على (ع) در كتابهاى حديث نيافتم.
عنود: لجوج، ستيزه گر.
طفلى و منى: از كودكى تا مرحله كمال. (از آغاز زندگى تا پايان آن، خداى بىنياز نگهبان ماست.) گرو شدن جان: از دست شدن. (بس كن مبادا بر سر اين گستاخى جانت را بدهى.) خداى جل و علا راست كه بندگان را بيازمايد تا آن چه درون آنان است آشكار شود و اين ابتلا در جاى جاى قرآن كريم آمده است و بندگان را نرسد كه خدا را بيازمايند.
|
عقل تو از بس كه آمد خيره سر |
هست عذرت از گناه تو بتر |
|
|
آن كه او افراشت سقف آسمان |
تو چه دانى كردن او را امتحان |
|
|
اى ندانسته تو شرّ و خير را |
امتحان خود را كن آن گه غير را |
|
|
امتحان خود چو كردى اى فلان |
فارغ آيى ز امتحان ديگران |
|
|
چون بدانستى كه شكّر دانه اى |
پس بدانى كاهل شكّر خانه اى |
|
|
پس بدان بىامتحانى كه اله |
شكّرى نفرستدت ناجايگاه |
|
|
اين بدان بىامتحان از علم شاه |
چون سرى نفرستدت در پايگاه |
|
|
هيچ عاقل افكند درّ ثمين |
در ميان مستراحى پر چمين |
|
|
ز آن كه گندم را حكيم آگهى |
هيچ نفرستد به انبار كهى |
|
ب ٣٧٢- ٣٦٤ عقل تو ...: مضمون اين بيت به ظاهر سخن معشوق است به عاشق كه گفت خواستم بيازمايمت، اما معنى آن عام است.
شكّر دانه: كنايت از پسنديده، گزيده، مورد قبول.
اهل شكر خانه: محرم راز، همنشين محبوب.
ناجايگاه: جاى نامناسب. (اگر درون و برون خود را آراسته يافتى، يقين كن در خورى و حق را به تو عنايت خواهد بود و تو را به خود رها نخواهد نمود.) بنده بايد پيوسته مراقب خود باشد درون و برون را از عيب بپالايد تا روشنى بر او افاضت شود و لايق حضور حضرت حق گردد. اگر خود را آزمود و چنين صفتها در او