شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٣٤١ - در بيان آن كه وهم قلب عقل است و ستيزه اوست بدو ماند و او نيست و قصه مجاوبات موسى
من فرستاده اى از سوى پروردگار دو جهانم. سزاوار است كه بر خدا جز راست نگويم. (اعراف، ١٠٤- ١٠٥) أمانم از ضلال: اشارت است به قرآن كريم از گفته موسى به فرعون: قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى: نزد تو با نشانهاى از آفريدگار تو آمدهايم. درود بر آن كه پيروى راه راست كند. (طه، ٤٧) نِسبت و نام قديم: اشارت است بدان كه موسى (ع) در خانه فرعون پرورش يافت. چنان كه قرآن در اين باره از گفته فرعون فرمايد: أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ: آيا تو را در كودكى ميان خود نپرورديم و ساليانى از زندگيت را در ميان ما به سر نبردى. (شعراء، ١٨) نسبت از خاك داشتن: نشانه تواضع است به درگاه حضرت حق كه: فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ. (حج، ٥) «إنَّكُم مِن وُلدِ آدَمَ وَ آدَمُ مِن تُرابٍ.» (امام صادق (ع)، بحار الانوار، ج ٧، ص ٢٣٩، از تفسير على بن ابراهيم) جوارى: جاريه، كنيز.
عَبيد: جمع عبد: بنده. اشارت است بدان كه پدرش در خدمت فرعون بود. نيز اشارت بدان كه آفريدگان همگى بنده خدايند.
مرجع جسمِ خاكى به خاك: وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى. (طه، ٥٥) پيچيدن گردن: ستبر شدن، قوى گرديدن.
اشباه: جمع شَبَه: همانند.
مقايسه است بين دو تن كه هر دو از فرزندان آدماند و از خاك. يكى خاك را هشته و با بندگى خدا برتر از فرشته است و ديگرى گرفتار خود خواهى و غرق در تباهى. آن گوهر تابناك را چون خود خاك مىبيند و با او مىستيزد. فرعون دچار وهم بود و ستايش مصريان او را از راه به در برده بود مىگفت: «أنَا رَبُّكُمُ الأعلَى.»
|
گفتن هر يك خداوند و ملِك |
آن چنان كردش ز وهمى مُنهَتِك |
|
١٥٥٥/ ٣
|
گفت غير اين نسب ناميت هست |
مر تو را آن نام خود اوليتر است |
|
|
بنده فرعون و بنده بندگانش |
كه از او پرورد اوّل جسم و جانش |
|