شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٣١ - چاليش عقل با نفس همچون تنازع مجنون با ناقه ميل مجنون سوى حره ميل ناقه واپس سوى كره چنان كه گفت مجنون هوى ناقتى خلقى و قدامى الهوى # و إنى و إياها لمختلفان
و شايد اين بيت نيز مناسب باشد:
|
اينت بىهمّت شگرفى كو برون نايد ز جان |
وينت بىدولت سوارى كو برون نايد ز تن |
|
(ديوان سنايى، ص ٣٧٦)[١] جذب خدا: مرحله سير باللّه است كه پس از مرحله سير الى اللَّه است. سير الى اللَّه با سالك است و سير بِاللّه جذب حق تعالى.
فضل نهادن احمد ٦: اشارت است بدان چه آن را حديث پنداشته است: «جَذبَةٌ مِن جَذَباتِ الحَقِّ تُوازِى عَمَلَ الثَّقلين.» (شرح انقروى) اين فقره را غزالى در احياء علوم الدين (ج ٤، ص ٥٦) و جامى در نفحات الأنس آورده است. (احاديث مثنوى، ص ١١٩) و در اسرار التوحيد (ج ١، ص ٢٩٥) به عنوان گفته شيوخ بدين عبارت آمده است: «جَذبٌ مِنَ الحَقِّ تُربِى بِأعمَالِ الثَّقَلين جَميعَا.» اين بيتها توضيح نبرد عقل و شهوت است. «مجنون» رمز عقل است و «ناقه» رمز شهوت، و اين دو پيوسته با يكديگر در ستيزند تا كدام يك در نبرد پيروز شود.
[١] - ياد آورى خانم شيخ مونسى.