شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٢٣٣ - نوشتن آن غلام قصه شكايت نقصان اجرى سوى پادشاه
فتح نامه تن: استعارت از شناختن خود. در كردار خود نگريستن.
زَپ: زب، مفت، آسان، رايگان. (برهان قاطع)
|
چشم گردان سوى راست و سوى چپ |
ز آن كه نبود بخت نامه راست زپ |
|
١٨٠٥/ ٥ كَعب: استخوان شتالنگ، قاب كه در قمار بدان بازى كنند.
طفلان كعب: كودكان كه با قاب بازى مىكنند.
بر فهرست قانع شدن: به ظاهر بسنده كردن و حقيقت خويش را در نيافتن.
نامه نوشتن غلام به پادشاه، رمز كسانى است كه بر درگاه حضرت الهى مىايستند و زبان به دعا يا به شكوه مىگشايند و خدمتى درست ناكرده پى در پى زيادت مىطلبند. آن غلام اگر خردى داشت نامه را مىگشود و بار ديگر آن چه در آن آمده مرور مىنمود تا بداند در خور تقديم شاه است يا نه؟ چنين است آن چه ما به زبان در پيشگاه حق مىآريم و آن چه در سينه پنهان مىداريم از خدا افزونى مىطلبيم و در خود نمىنگريم چه كردهايم و بدين مناسبت حكايت فقيه و دستار را مىآورد.