ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦١٢ - باب ٦٤ خبر هرثمة بن أعين در باره مسموم كردن آن حضرت به انگور و انار
واى بر مأمون از خدا و رسول! واى بر مأمون از علىّ بن ابي طالب! واى بر مأمون از فاطمه زهرا! واى بر مأمون از حسن و حسين! واى بر مأمون از على بن الحسين! واى بر مأمون از محمّد بن علىّ! واى بر مأمون از جعفر بن محمد! واى بر مأمون از موسى بن جعفر! واى بر مأمون از على بن موسى الرّضا! اين است بخدا سوگند خسران مبين! و اين كلمات را مكرّر ميگفت، و من چون ديدم تغيير حالت او بطول انجاميد برخاستم و بيرون آمدم و در كنارى از قصر نشستم، گويد: او بهوش آمد و نشست و مرا خواند، بر او وارد شدم ديدم در جاى خود چون شخص مست نشسته، و بمن گفت: بخدا سوگند تو در نزد من از او عزيزتر نيستى، بلكه جميع اهل زمين و آسمان از او نزد من عزيزتر نيستند، بخدا اگر بمن برسد كه از آنچه از آن جناب ديده و شنيدهاى چيزى را بديگرى گفتهاى و بازگو نمودهاى ترا هلاك مىكنم، گفتم: اى امير اگر بر چيزى از ناحيه من از اينها اطّلاع يافتى خونم بر تو حلال باشد، گفت: بخدا قسم نمىپذيرم مگر با ياد كردن سوگند، عهد و پيمان بندى كه اين واقعه را پوشيده دارى و آن را كتمان نمائى، و از من أخذ پيمان كرد و ميثاق با سوگند گرفته گفت: و چون