ترجمه عيون أخبار الرضا شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ مستفيد، حميد رضا - الصفحة ٦١٣ - باب ٦٤ خبر هرثمة بن أعين در باره مسموم كردن آن حضرت به انگور و انار
من بيرون شدم دو دست خويش را بر يك ديگر ميكوفت و اين آيه را ميخواند:
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ- تا آخر يعنى (از مردمان پنهان ميكنند و از خداوند پنهان نتوانند كرد و خداوند با ايشان و ضمائر و اسرارشان است و هنگامى كه بشب تدبير و تزوير ميكنند كارى را كه خداوند نمىپسندد و او بجميع آنچه از آنها سر ميزند كاملا آگاه است- نساء:
١٠٨).
و براى آن حضرت از فرزند، «محمّد»- ٧- امام بود، و پدرش امام رضا ٧ او را: صادق، صابر، فاضل، نور ديده مؤمنان و مايه غيظ و خشم ملحدان لقب داد.
مترجم گويد: «بايد توجّه داشت كه هرثمة بن أعين كه از سرداران مأمون بود به اتّفاق مورّخين در سنه دويست هجرى در زندان مأمون كشته شده است، و در همان سال مأمون رجاء بن أبى ضحّاك را به مدينه براى آوردن على بن موسى الرّضا عليهما السّلام بطوس فرستاده است و در سال دويست و دو با او بولايتعهدى بيعت كرده و در سال دويست و سه امام را مسموم نموده و سه سال قبل از فوت آن حضرت، هرثمة بن اعين بقتل رسيده بود، و اين خبر سندش بواسطه تميم قرشى چندان اعتبار ندارد هر چند محمّد ابن يحيى كه در پارهاى از نسخ محمّد بن عيسى و در پاره ديگر محمّد بن- مثنّى است و نيز محمّد بن خلف طاطرىّ همه مجهول الشّخص يا مجهول الحالند، و بنظر ميرسد موضوع شهادت حضرت رضا ٧ را كه